مسئولیت حقوقی فرماندهان نظامی در رابطه با کشته شدن سربازان وظیفه در مناطق عملیاتی

  دکتر آریا حق گو

برای اینکه بدانید یک سرباز وظیفه در دوره آموزشی خود چه مهارت هایی را یاد می گیرد، لازم نیست حتماً سربازی رفته باشد. کافی است از یکی از دوستانتان که این دوره را گذرانده سوال کنید یا حتی چرخی در صدها وبلاگی بزنید که به نقل خاطرات دوران سربازی اختصاص دارند. با این حال برای اینکه از این کار هم معاف شوید، همین جا تمام آنچه را که به عنوان یک سرباز در طول ۴۵ آموزش خود می آموزید برایتان خلاصه می کنم:

۱- شما تمام احکام شرعی شامل تمام واجبات و محرمات و اکثر مستحبات و مکروهات را در کلاس های احکامی خواهید آموخت که توسط روحانی مسئول عقیدتی-سیاسی پادگانتان برگزار می شود.

۲- چگونگی تمیز کردن دستشویی ها و سرویس های بهداشتی را به خوبی یاد می گیرید.

۳- مهارت تحمل و خویشتنداری در برابر انواع توهین ها و تحقیرها را هم به خوبی خواهید آموخت.

۴- می توانید شیوه زنده ماندن با جیره غذایی کم و البته بی کیفیت را هم کاملاً یاد بگیرید.

۵- نظام جمع و رژه رفتن را حداقل روزی سه ساعت تمرین خواهید کرد.

۶-  یاد می گیرید که چطور ساعت ۴ صبح بیدار شوید و ساعت ۹ شب خواب باشید.

۷-  پوشیدن پوتین در ۱۵ ثانیه را بعد از دو هفته به مهارت هایتان اضافه خواهید کرد.

۸-  باز و بسته کردن اسلحه و تمیزکاری و روغن کاری آن را هم احتمالاً می توانید یاد بگیرید.

۹- عکس بیشتر سلاح های مورد استفاده در جنگ های دهه هفتاد را هم از نزدیک خواهید دید.

۱۰- می توانید نارنجک و برخی انواع مین را هم از فاصله چند متری ملاحظه نمایید.

۱۱- دو بار به میدان تیر می روید و هر بار ۱۳ گلوله جنگی واقعی را با سلاح کلاشنیکف شلیک خواهد کرد. همچنین یاد می گیریر که چطور حواستان باشد که پوکه فشنگی که شلیک کرده اید را تعقیب کنید و آن را پس از اتمام تیراندازی به مافوقتان تحویل دهید.

بله آنچه در بالا دید تمام آنچیزی است که شما به عنوان یک سرباز وظیفه در دوران آموزش نظامی خود در نیروهای مسلح ایران یاد می گیرید و سپس برای انجام الباقی خدمت خود در قسمت های مختلف این نیروها تقسیم می شوید. اگر به رسته اداری رفتید یا قرار شد در برقراری نظم ترافیکی در چهاراه ها به راهنمایی و رانندگی کمک کنید، دوران آموزش نظامی تنها وقت تلف کردنی ۴۵ روزه برای شما بوده که احتمالاً از هیجان دست زدن به چند ادوات نظامی در طول آن نیز بعدها به عنوان خاطره ای خوش یاد خواهید کرد. اما اگر در دفترچه امریه خود نام منطقه عملیاتی را دیدید آنگاه آرزو خواهید کرد که به جای ۴۵ روز ۴۵۰ روز در آموزشی به سر می بردید و به جای ۲۶ تیر کلاشنیکف، ۲۶ هزار تیر دوشکا شلیک کرده بودید. اما آرزو کردن بی فایده است: شما با همان مهارت هایی که در بالا گفته شد برای پاسداری از مرزهای میهن اسلامی و مقابله با نفوذ اشرار مسلح و تروریست ها به مرز ایران و پاکستان اعزام می شوید.

در آنجا باید منتظر مواجهه و مقابله با دشمنی باشید که از روزی که به دنیا آمده است با صدای شلیک گلوله خوابیده و با صدای آر پی جی بیدار شده است. شما که همان شش تیر را برای قلق گیری در آموزشی شلیک کرده اید باید سعی کنید دشمنی را هدف بگیرید که با چشم بسته روی موتورسیکلت تیراندازی می کند و با چشم باز پشت تیربارهایش می خوابد. احتمالاً اولین باری که صدای شلیک گلوله از تیربارهای سنگین را می شنوید چند دقیقه ای گوش هایتان از کار می افتد و صدای شلیک بقیه سلاح هایی که در چند متری شما در حال تیراندازی به شما است را نمی شنوید. احتمالاً بار اول و شاید بار آخری باشد که فکر می کنید دست ها و پاهایتان از شما فرمان نمی برد. مثل زمانی که خواب می بینید و بختکی روی شما افتاده است. اما خیلی زود با اصابت رگبار گلوله ها به اطرافتان متوجه می شوید که این خواب نیست. بله شما بیدارید، اینجا سراوان است و شما مورد حمله یک گروهک تروریستی وابسته به القاعده قرار گرفته اید.

شاید به عنوان خواننده این مطلب تا اینجا فکر کنید که اشتباهاً روی لینک دیگری کلیک کرده اید و به جای یاداشتی حقوقی در رابطه مسئولیت حقوقی فرماندهان در حال مطالعه خاطرات یکی از مرزبانان مستقر در سراوان هستید. اما نه. صبر کنید! قسمت حقوقی ماجرا از دل همین مقدمه هولناک بیرون می آید.

واقعیتی که منشاء ایجاد مسئولیت حقوقی برای فرماندهان نظامی در رابطه با کشته شدن سربازان در مناطق عمیاتی می شود همین علم و اطلاع کامل این متخصصان نظامی از عدم کارایی آموزش های ارائه شده به این سربازان در شرایط جنگی واقعی است. فرماندهانی که تصمیم می گیرند این جوانان را به مناطق عملیاتی اعزام کنند، خود بیش از هر شخص دیگری به این واقعیت واقف هستند که آموزش های نظامی ارائه شده به آن ها برای مقابله با تروریست های تا بن دندان مسلح به هیچ وجه کافی نیست. چگونه می توان از سربازی که هنوز از صدای شلیک گلوله از تفنگ خود می هراسد انتظار داشت که در موقعیتی از خود دفاع کند که انواع سلاح های سبک و سنگین در حال استفاده است؟ سربازی که تا کنون ۲۶ گلوله بیشتر شلیک نکرده چگونه می تواند از سلاح خود برای هدف دادن دشمنی که نمی داند از کدام سو در دل تاریکی به او شلیک می کند به طور موثر استفاده نماید؟

بدون تردید هر کارشناس نظامی با ملاحظه فهرست آموزش هایی که یک سرباز ایرانی دریافت می کند اذعان خواهد کرد که این آموزش ها به هیچ وجه برای حفظ جان این افراد در شرایط جنگی طراحی نشده و کفایت نمی نماید. به عبارت دیگر فرماندهان نظامی این سربازان را به مناطقی اعزام می کنند که برای حضور در آن آموزش ندیده اند و در صورت بروز هرگونه درگیری احتمال به خطر افتادن جان آن ها بسیار زیاد است. بر همین اساس نگارنده معتقد است که فرماندهانی که در هر سطح و مرتبه ای در اتخاذ تصمیم و ارسال این سربازان بی دفاع به مناطق عملیاتی نقش دارند، به لحاظ حقوقی مسئول بوده و باید مورد مواخذه و بازخواست قرار گیرند. البته رژیم خاص این مسئولیت در نظام حقوقی ایران تعریف نشده و رسیدن به آن نیازمند تلاش حقوقدانان برای پیدا کردن راهکارهایی حقوقی برای اقامه دعاوی علیه کسانی است که با علم از کافی نبودن آموزش ها، این سربازان را به دم تیغ تروریست ها می فرستند.

در طراحی این رژیم خاص مسئولیت باید به نکات زیر توجه نمود:

اولاً منظور از مسئول دانستن فرماندهان نظامی، تبرئه یا کاهش مسئولیت جنایتکارانی نیست که مرتکب این حملات تروریستی می شوند. بلکه مقصود مواخذه این فرماندهان در رابطه با تقصیر در انجام وظیفه خود در حفظ جان نیروهای تحت امرشان است.

ثانیاً مسئولیت فرماندهان نظامی بر اساس مسئولیت ایشان در مقابل حفظ جان نیروهای نظامی تحت امرشان با پرهیز از اتخاذ تصمیماتی تعریف می شود که برای نیل به هدف نظامی مشخصی ضروری نبوده یا نتیجه آن در رابطه با سلب حیات تعدادی از نیروها از قبل قابل پیش بینی بوده است. به عبارت دیگر نتیجه استفاده از سربازان وظیفه ای که فاقد هر نوع مهارت رزمی هستند در اماکنی که در معرض حمله مستقیم نیروهای مسلح حرفه ای قرار دارد، از قبل کاملاً قابل پیش بینی است و فرماندهی که با علم به این موضوع جان سربازان را در معرض خطر قرار می دهد بی شک مرتکب تقصیر شده و باید مسئول شناخته شود.

ثالثاً مسئولیت این فرماندهان با توجه به این واقعیت محرز می شود که استفاده از نیروهای نظامی کم تجربه و محروم از آموزش های نظامی اولیه در مناطق عملیاتی با در نظر گرفتن شرایط نظامی کشور فاقد هرگونه ضرورت نظامی و امنیتی است. به عبارت دیگر با توجه به وجود امکانات نظامی کافی برای آموزش کامل اشخاص و همچنین وجود نیروی نظامی آموزش دیده و حرفه ای به تعداد کافی در کشور و با عنایت به اینکه کشور ظاهراً در حالت صلح به سر می برد و هیچ گونه مضیقه ای برای ارسال نیروهای نظامی حرفه ای به مناطق عملیاتی و پرخطر وجود ندارد، اعزام سربازان وظیفه بی تجربه که فاقد هرگونه مهارت لازم برای مقابله با تهدیدهای خاص این مناطق هستند مصداق بارز تقصیر در انجام وظایف محوله به فرماندهان تلقی می شود.

رابعاً مسئولیت فرماندهانی که در اعزام این نیروها نقش داشته اند بسته به میزان ارتباط تصمیمات آنان به خسارات وارده به زیان دیدگان (اعم از کشته شدگان و مجروحین و خانواده های آنان) می تواند طیف وسیعی از مسئولیت های مدنی، کیفری و نظامی را شامل شود.

خامساً تصمیمات سیاسی و سیاست های امنیتی ابلاغ شده توسط مقامات غیرنظامی تاثیری در کاهش مسئولیت فرماندهان نظامی در رابطه با حفظ جان افراد تحت امر خود ندارد هرچند این تصمیمات و دستورها می تواند برای صادرکنندگان آن هم موجد مسئولیت باشد. هیچ فرمانده نظامی نمی تواند ادعا نماید که به دلیل اجرای دستورات مقامات مافوق یا حتی سران سیاسی و امنیتی کشور مجبور بوده جان نیروهای نظامی تحت امرش را در معرض خطر محرز و مسلّم قرار دهد.

به نظر می رسد سیاست امنیتی اتخاذ شده توسط مسئولین رده بالای امنیتی و نظامی در ایران مبتنی بر پرهیز از به کارگیری نیروهای حرفه ای و به اصطلاح دارای ارزش نظامی در مناطقی مانند سیستان و بلوچستان باشد. به عبارت دیگر به نظر می رسد که جمهوری اسلامی مایل است با به کارگیری سربازان وظیفه که از نظر نظامی اهداف قابل اهمیتی نیستند، نوعی امنیت غیرعامل را در مرزهای شرقی کشور برقرار نماید. استفاده از این نیروها باعث می شود که هر نوع حمله به آنان از طرف گروه های تروریستی به تحریک شدید احساسات عمومی ایرانیان و جهانیان علیه این گروه ها منجر شود و در واقع این گروه ها بدون اینکه از نظر نظامی امتیازی کسب کرده باشند، با کشتن عده ای جوان بیگناه بیش از پیش در انظار عمومی و افکار عمومی جهانیان منفور گردند. به همین دلیل به نظر می رسد استفاده از سربازان وظیفه آموزش ندیده در این مناطق از نظر طراحان امنیتی جمهوری اسلامی ابزاری کارآمد برای برقراری امینت در مرزهای شرقی کشور باشد.

اینجانب از مسئولین حکومتی در ایران اعم از مسئولین کشوری و لشگری که به نحوی در اعزام این سربازان وظیفه به نقاط مرزی دخالت دارند درخواست می کنم که به این رویه ناعادلانه در قبال این جوانان بیگناه پایان داده و به مسئولیت خود برای تامین امنیت مناطق شرقی کشور از طریق استفاده از سازوکارهای موثر امنیتی بدون در خطر قرار دادن جان فرزندان میهن عمل نمایند. بی تردید ادامه این روند و در معرض خط دادن جان سربازان وظیفه در مناطق مرزی نه  تنها باعث تداوم مسئولیت حقوقی طراحان و مجریان آن خواهد بود بلکه تاثیری نیز در کاهش حملات تروریستی گروه های سلفی نخواهد داشت چراکه این افراد کشتن شیعیان و ایرانیان را هدف نهایی خود می دانند و برای آنان ریختن خون ایرانیان مهم است نه کسب پیروزی های نظامی واقعی.

 

0 Comments

You can be the first one to leave a comment.

Leave a Comment