نوا اشرف استاد دانشگاه هاروارد در رشتۀ اقتصاد در رابطه با بازار کار و سرمایه، با نگرشی تحقیقی در بازدهی کار در کشورهای افریقایی، جنوب شرقی آسیا و امریکای جنوبی به این نتیجه رسیده است که در کنار انواع شناخته شدۀ “سرمایه” مانند سرمایه مالی، سرمایه غیرمنقول، سرمایه ثابت و … سرمایه دیگری هم وجود دارد که او آن را “سرمایه بشردوستانه” یا “سرمایه خدمت به نوع” نام کرده است. تئوری این استاد پژوهشگر در ژورنال پُرتیراژ “ورکینگ کاپیتال” که بیشتر به مباحث اقتصادی، بخصوص بازار کار و سرمایه می پردازد، معرفی شد وسپس از زاویه ای دیگر در ژورنال معروف “فوربز” انعکاس یافت. (۱، ۲، ۳ )
همزبان
اشارۀ مجلۀ فوربز

نوا اشرف، استاد مدرسۀ تجارت دانشگاه هاروارد می گوید:Nava's picture

“هر انسانی از “سرمایه بشر دوستانه” که منبعی از تمایل ذاتی فرد برای خدمت است برخوردار است. نکته اصلی برای مدیران اینست که چگونه این سرمایه را ازدیاد بخشند یا از کاهش آن جلوگیری نمایند”.

اشرف این ایده را هنگامی که تحقیقات گسترده ای در زامبیا به عمل می آورد ابداع نمود. این تحقیقات شامل برنامه ای بود که آرایشگران برای فروش وسایل جلوگیری از بیماری “ایدز” و آگاهی دادن مشتریانشان بکار می بردند. او حاصل تحقیقات خود را با کارمن نوبل از مجلۀ “ورکینگ کاپیتال” در میان گذاشت و فرد اخیر آن تحقیقات را در مجلۀ مزبور انتشار داد.

اشارۀ مجلۀ ورکینگ کاپیتال
منصفانه است اگر بگوئیم نوا اشرف ستاره ای درخشان و طالع در مدرسۀ تجارت هاروارد می باشد.

نشانۀ موفقیت او خیلی زود نمودار گشت. او جوانترین فردی است که تاکنون به دریافت “فرما ن بریتیش کلمبیا” نائل شده است. این افتخار فقط یک سال پس از طی دوره دبیرستان نصیب او گردید (این فرمان بالاترین جایزه در سطح استان بریتیش کلمبیا در کشور کانادا میباشد که به وسیله نماینده ملکه به دریافت کنندۀ آن اهدا میگردد).

وی درتحقیقاتش، اقتصاد و روان شناسی را تلفیق می کند و نتایج حاصل از “اقتصاد رفتاری” را در بهتر ساختن زندگی جامعه های در حال توسعه در افریقا، امریکای جنوبی و جنوب شرقی آسیا به بوتۀ آزمایش می گذارد. به عنوان مثال برای استفاده از محصولات بهداشتی مانند دستگاه تصفیه آب می پرسد آیا بهتر است این دستگاه به صورت مجا نی به افراد داده شود یا غیر مجانی ولی با قیمت کمتر؟

در مقالۀ اصلی این هفته، “کارمن نوبل” به شناسائی تحقیقات نوا در زامبیا می پردازد که شامل مطالعه انگیزه های آرایشگران است در آگاه ساختن مشتریانشان از خطر ابتلا به بیماری “ایدز”. آیا انگیزۀ این آرایشگران صرفا مادی است یا چیزی اصیل تر مثل خواست طبیعی انسان به خدمت؟

جواب اشرف اینست که انگیزۀ آنان سرمایه بشر دوستانه یا خدمت به نوع است.
شان سیلورتون، سردبیر

سرمایه بشردوستانه

چگونه حسن نیّت ذاتی کارکنان را ازدیاد بخشیم
نوشتۀ کارمن نوبل در شرح تئوری اقتصادی دکتر نوا اشرف

عبدالبهاء یک متفکر ایرانی می گوید: “اگر کار با روح خدمت توام شود این بالاترین فرم عبادت است”

نوا اشرف استاد مدرسۀ تجارتِ دانشگاه هاروارد در رشتۀ “گفتمانهای بازرگا نی و سازماندهی واحدهای بازار” (۴ و ۵) با نقل بیان بالا می گوید: “کارکنان هر سازمانی از این سرمایه به درجات مختلف برخوردارند.”

پرفسور نوا اشرف که یک اقتصاد دان رفتاری (۶) است، مفهوم سرمایه بشردوستانه را در زمانی که تحقیقات خویش را برای سازمانهای غیر انتفاعی جهانی انجام میداد، ابداع نمود. وی معتقد است که یافته های او در این زمینه علاوه بر مؤسسات غیر انتفاعی برای مؤسسات خصوصی نیز نتایج مهّمی در بر خواهد داشت.

“به عنوان یک مدیر، چکونگی تنظیم کار و ایجاد انگیزه برای کارکنان می تواند میزان سرمایه بشردوستانه را ازدیاد بخشد یا از آن بکاهد.”
علاقۀ اشرف به تحقیقات بین المللی با تمرکز درسطوح محلی، از این آگاهی سرچشمه گرفت که اشخاصی که مسئول حل مشکلات جهانی هستند، غالبا از واقعیتها در سطح محلی ناآگاهند.

طی یک تابستان در ماموریتی از سوی بانک جهانی، او با یک گروه از مشاوران بر روی خط مشی ها و سیاست های کشاورزی در مراکش کار میکرد.

اشرف میگوید: ” من در آن موقع فقط یک کارآموز بودم ولی وقتی به دور میز نگاه کردم، متوجه شدم ک هیچیک از آن مشاوران حتی با یک زارع مراکشی مستقیماً مذاکره نکرده است، در حالی که آنها مشغول طرح یک سیاست توسعه کشاورزی در سطح روستاهای سراسر کشور مراکش بودند.”

نوا که فکرمیکرد با تماس مستقیم با مردم شاید بهتر بتواند به آنها کمک کند، به عنوان داوطلب تحقیق به ساحل عاج سفر کرد و به تأسیس انستیتوی آموزش زنان در مناطق روستائی ساحل عاج موفق گردید.

او میگوید: “مسئله ای که متوجه آن شدم این بود که هرچه تا آن وقت درباره توسعۀ اقتصادی یاد گرفته بودم با آنچه که در محل می دیدم با هم در تناقض بودند. به دفعات می دیدم که مردمی که دسترسی به کالا و تکنولوژی دارند به علل مختلف قادر به استفاده از آنها نیستند. به نظر می رسید که این موقعیت حزن انگیز، و گاهی فاجعه آمیز، شاید با درک عمیق تری درباره اینکه این افراد چگونه تصمیم می گیرند، موانع و محدودیت های آنها در این تصمیم گیری چیست، و چه عواملی بر رفتار آنها تأثیر میگذارد، حل شود.”

به این ترتیب مسیر آکادمیک اشرف آغاز گردید و طی سالهایی چند با کاربرد آزمایشات و تحقیقات محلّی بعضی از تئوریهای مشهور اقتصادی را به چالش کشید (و گاهی بر بطلان برخی از آنها توفیق یافت).

وی میگوید: “تحقیقات محلی به شما دقّت علمی می دهد و در عین حال شما را کمک میکند تا به مرحله اجرا نزدیک شوید، تا جائی که نتایج تحقیقات شما به قدری قوی میشود که می توانید عقاید قبلی دیگران را در آن زمینه تغییر دهید”.

این دقیقاً همان روش تحقیقی است که نوا در رابطه با انگیزه های انجام کار مورد استفاده قرار داده است.

اندازه گیری قدرت اثر گذاری برجامعه

معمولاً اقتصاد دانان، نیز کمپانیهای بزرگ، معتقدند که انگیزۀ کارکنانشان تنها دریافت اجر مادی و ازدیاد درآمد است و برای طرح پروژه های اقتصادی در کشورهای در حال توسعه، سازمانهای عام المنفعه نیز همین روش را دنبال می کنند.

اشرف میگوید: “این یک برداشت سنتّی در بخش خصوصی است، اینان بر این اعتقادند که اگر به شخص سهمی از سود سازمان ندهید آن شخص احساس نمی کند که رسالتی برعهده دارد.”

مشکل عملی این تئوری در بسیاری از سازمانها، مانند مؤسسات خدمات اجتماعی، اینست که آنها بطور وضوح نمیتوانند با پاداشهای مادی کارکنان خود را تشویق و تهییج نمایند. به علاوه تحقیقات رو به تزایدی نشان میدهد که برای کارکنان شرکتها، انگیزه های غیر مادی مثل قدردانی از طرف همکارانشان بسیار اهمیت دارد، به عنوان مثال مراجعه فرمایید به “کارآمدترین انگیزه در محیط کار”(۷)

اشرف فکر میکند که سازمانها می توانند با نشان دادن این که کار کارکنانشان کمکی است به دیگران، به عبارت دیگر با کاربرد سرمایۀ بشر دوستانه، به اندازۀ کافی به کارکنانشان انگیزۀ خدمت بدهند. در دسامبر سال ۲۰۰۹ انجمن بهداشت خانواده وابسته به خدمات جمعی ی بین المللی در لوساکااز کشور زامبیا موافقت نمود که در یک تحقیق محلّی با اشرف و دو تن از همکاران او از دانشگاه لندن و دانشگاه تافتس همکاری نماید.

انجمن مزبور بموجب یک برنامۀ تازه تصمیم گرفت که به آرایشگران شهر به منظور تعلیم و فروش وسایل پیشگیری از بیماری ی ایدز کمک مالی (یارانه) بدهد تا آنان بتوانند با فروش این وسایل با تخفیف مخصوص، به برنامۀ مهار این بیماری کمک کنند (بیماری همه گیر “ایدز” به خصوص در زامبیا به نحو وخیمی پیشرفت میکند، طبق آمار دولت ۰۳/۱۴ درصد اشخاص بین سنین ۱۵ تا ۴۹ در سال ۲۰۱۰ به این بیماری مبتلا بوده اند و نرخ ازدیاد این بیماری در نزد مزدوجین شدیدتر است.

اشرف توضیح میدهد که برای تعلیم و توزیع این وسایل، آرایشگران به سه دلیل بهترین گزینشِ بودند: اول به دلیل این که آرایشگران روابط دوستانۀ بیش از حد معمول با مشتریانشان دارند و در طی سال آنان را به دفعات می بینند. دوم این که مشتری برای کوتاه کردن موهایش مدتها بدون حرکت نشسته و بنا بر این یک شنونده اسیر و مشتاق است.

و سوم این که در حالی که کشور زامبیا دچار کمبود مأمورین بهداشت است (برای کل کشور فقط شش هزار پرستار موجود است)، تعداد قابل ملاحظه ای آرایشگر وجود دارد. بموجب آمارگیری یک گروه تحقیقاتی در سال۲۰۱۰ بیش از ۲۵۰۰ سالن آرایش در لوساکای بزرگ که جمعیتی حدود دو میلیون دارد، وجود داشته اند.

هدف گروه تحقیقاتی یافتن بهترین انگیزه برای آرایشگران در توزیع کاندوم زنان بود (که بعد از رعایت عفت و عصمت بهترین را ه حفظ زنان از ابتلا به بیماری ی ایدز به شمار می رفت). محقّقین به طور تصادفی یک نمونه ۱۲۲۲ نفری از آرایشگران را (که از این تحقیق بی خبر بودند) انتخاب کردند و آنها را به چهار گروه بر اساس انگیزه تقسیم نمودند.

به گروه کنترل (خود انگیخته) هیچ نوع انگیزه ای داده نشد؛ این آرایشگران صرفاً داوطلبانه کار میکردند. به گروه با انگیزه مالی کوچک مبلغی در حدود ده درصد قیمت خرده فروشی برای هر بسته کاندوم داده شد. به گروه با انگیزه مالی بیشتر ۹۰ در صد قیمت خرده فروشی داده شد. در گروه با انگیزه غیر مادی به هر آرایشگر یک تابلوی بزرگ که عکس یک حرارت سنج (ترمومتر) روی آن نقش بسته بود (مثل تابلوهایی که اغلب برای جمع آوری اعانه از آن استفاده میشود) داده شد که در سالن آرایش خود نصب کند.

فروش هر کاندوم موجب نصب یک ستاره بر روی تابلوی حرارت سنج می شد. بدین ترتیب میزان قابل رویتی از سهم هر آرایشگر در جلوگیری از بیماری ایدز در جامعه در معرض دید قرار می گرفت. آرایشگرانی که بیش از ۲۱۶ بسته کاندوم را در مدت یک سالۀِ تحقیق فروختند به مراسم اعطای جوایز دعوت شدند، هر یک از آنها می توانست پنج میهمان به انتخاب خود به همراه بیاورد. در این مراسم یکی از مدیران رسمی و مشهور اداره بهداشت زامبیا ماموریت داشت به آنها تبریک گوید. گروه با انگیزه غیر مادی بطور نسبی دو برابر هریک از گروههای دیگر فروش داشتند.

اشرف میگوید بسیاری از آرایشگران این گروه به همان جدیتی که از قبل برای این هدف می کوشیدند، به خدمت خود ادامه دادند، حتی وقتی که واضح شد که در مدت تعیین شده به حدّ نصاب شرکت در مراسم اعطای جوایز نخواهند رسید.
حرارت سنجهای مزین به ستاره، به خصوص برای آن دسته از آرایشگرانی که شوق مشارکت در پیشگیری از بیماری ایدز را از پیش داشتند، و مبالغی از درآمد خود را به انجمن بهداشت خانواده اهدا می کردند، بسیار مؤثر واقع شد، دلیلش این بود که آنان افرادی بودند که با بیشترین “سرمایه بشر دوستانه” به این خدمت اقدام کردند.

گروه تحقیق سه نفره کشفیات خود را بطور مفصل در مقاله ای به نام “هیچ اقدام، بدون اندازه زنی؛ یک تجربۀ میدانی برای انگیزه هایی در خدمت جامعه ” (۸) منتشر کرد.

اشرف میگوید: ” از نظر کیفیت کار، آرایشگرانی که در گروه با ستاره جای داشتند به من گفتند که دوست داشتند به تابلوی حرارت سنج نگاه کنند و از سهمی که در این امر بزرگ داشته اند احساس افتخار کنند. آنچه که بیش از هر چیز برایشان مورد توجه و اولویت بود سهمشان در تأثیرگذاری بر جامعه بود، در این مورد حفظ زنان از ابتلا به بیماری ایدز. من فکر میکنم که بطور کلی تمایل افراد را در خدمت به دیگران، بخصوص در کشورهای در حال توسعه، عمیقاً ناچیز شمرده ایم، نیز این مطلب را دست کم گرفته ایم که چگونه انگیزه هایی را که در اختیار افراد قرار می دهیم می تواند این سرمایه را از بین ببرد یا آن را ازدیاد بخشد.”

استخدام سرمایه داران بشر دوستانه

در سال ۲۰۱۰ اشرف جزو گروه تحقیقاتی بود که به دولت زامبیا در یک برنامه ملّی جدید برای استخدام، آموزش و بکار گرفتن کارکنان بهداشت عمومی در سراسر کشور کمک مینمود. هدف، استخدام ۵۰۰۰ کارمند بهداشت اجتماعی تاسال ۲۰۱۵ بود. و چالش، چگونگی استخدام کارکنانی فداکار با بازده کاری بالا. اشرف میگوید: ” مسئولین دولت نگران آن بودند که وقتی جامعه این کارکنان را به عنوان کارکنان دولت تلقی کند، چه خواهد شد؟ آیا در آنوقت این کارکنان ارتباط خود را با جامعه محلّی حفظ خواهند کرد؟ در عین حال می خواستند کارکنانی را برای بهداشت عمومی استخدام کنند که بالاترین سطح کارایی را داشته باشند”.

تحقیقات محلی گروه تحقیق شامل دو برنامه استخدامی جداگانه بود. برای هریک از ان دو برنامه درنیمی از ۴۸ بخش روستایی که در سراسر کشور بطور تصادفی انتخاب شده بود اوراق بازاریابی مخصوص در مراکز بهداشتی کشوری توزیع کردند. در۲۴ بخش، کارکنان بالقوه به وسیلۀ پوسترها وبروشورهایی که خدمت به جامعه را تأکید مینمود، جذب شدند. در ۲۴ بخش دیگر، این اوراق، پیشرفت شغلی را تأکید می نمود.

اشرف میگوید: “مسئله مهم اینست که درهیچ یک از این دو برنامه، در مورد مزد صحبت نشده بود. تنها تفاوت دو برنامه، تأکید بر جنبه های مختلف یک شغل بود. یعنی با تغییر چهارچوب کار، ما در واقع رسالت متفاوتی را خواستار شدیم.”

این دو برنامه باعث جلب دو گروه متفاوت و متمایز از افراد گردید. گرچه برنامۀ پیشرفت شغلی، گروهی را جلب نمود که بیشتر واجد شرایط بودند و از لحاظ تکنیکی اطلاعاتشان بالاتر بود، امّا افراد گروه خدمت به جامعه، بیشتر قابل اعتماد بودند وامکان بیشتری وجود داشت که مراحل استخدام را (به عنوان مثال، قبول دعوت و حضور در جلسات مصاحبه) طی کنند. دولت تعمداً از هردو گروه افرادی را استخدام کرد.

گرچه هنوز زود است که بتوان گفت که بهترین کارکنان از کدام گروه هستند، زیرا همگی به تازگی شروع بکار کرده اند، امّا نتایج اولیّه، می تواند درس مفیدی را به مدیران استخدام در همه جا بیاموزد. اشرف می گوید: “با تأکید بر جنبۀ خاصی از یک شغل، شما میتوانید گروه متفاوتی را به آن شغل جذب کنید و شرایط بالقوه مختلفی را برای ایفای انجام وظایف آن شغل قایل شوید. به عنوان یک مدیر می توانید با نشان دادن تأثیری که کار هر فرد بر اجتماع خواهد داشت، به اندوختگی میزان بیشتری از سرمایه بشر دوستانه کمک کنید.”

کار با روح خدمت

تلاش و جستجو برای “اثر شخص بر اجتماع”، انگیزۀ اصلی زندگی اشرف از طفولیت بوده است. خانوادۀ او در انقلاب سال ۱۹۷۹ ایران برای نجات از آزار و شکنجه مذهبی مجبور به ترک کشورشان شدند. در آن زمان نوا سه ساله بود. اشرف میگوید: “من با آگاهی عمیق و با دید وسیعتری از دنیا ی بزرگ به این نتیجه رسیدم که امکان زیادی داشت که به طرفه العینی مجبور شوم در ایران بمانم، در پوشش چادر بزرگ شوم و قادر به تحصیل علم و آنچه که تا به امروز به آن موّفق گردیده ام، نباشم. بهمین دلیل همیشه مترصّد بوده و هستم که به چه نحوی این موفقیت ها را به دیگران که به دلایل مختلف از آن ها محرومند انتقال دهم.”

وقتی از نوا پرسیده شد که آیا دیانت نقش مهّمی در کارهایش داشته است، اشرف سرش را به علامت تصدیق پایین آورد. این بیان عبدالبهاء، پسر و جانشین بهاء الله، مؤسس آیین بهائی، هر روز الهام بخش اوست: “اگر کار با روح خدمت انجام شود، بالاترین فرم عبادت است”.

به نظر او دیانت نقش مهّمی در زندگی مردمی که مورد بررسی او هستند،، و به آنان خدمت می کند بازی می کند. او میگوید: “من خود شاهد و ناظر بوده ام که در بسیاری از جوامع، دیانت موجد اصلی ا نگیزه و رفتار آدمها بوده است. در دنیائی که بیش از پیش جهانی شده بسیار مهّم است که نقش دیانت را در زندگی بسیاری از مردم اذعان نمائیم. دیانت در افریقا، در امریکای جنوبی و در جنوب شرقی آسیا نیروی عظیمی است. مثلا می بینیم که بسیاری از گروههای اقتصادی کوچک، جلسات خود را با دعا شروع می کنند”

با وجود این، وی اذعان میکند ک برای یک شخص عالم و آکادمیک بخصوص یک اقتصاد دان، شناخته شدن به عنوان فردی متدیّن امری دشوار است. او میگوید: “به عنوان یک فرد آکادمیک، شما باید دلیل و منطق را در بالاترین مقام قرار دهید، و البته هم باید این طور باشد. امّا در جستجوی معنای حیات گشتن مطلبی است که بسیاری از متفکرین و روشنفکران به طرف آن نمی روند زیرا احساس میکنند که خلاف منطق است. جای تأسف عمیق است که ما احساس کنیم که منطق با دین هماهنگی ندارد.”

(۱) Altruistic Capital
(۲) Working Capital Journal
(۳) Forbs magazine
(۴) Harward Business School
(۵) Negotiation, Organization and Market Unit
(۶) Behavioural Economics
(۷) The most powerful workplace motivator
(۸) No Margin, No Mission? A Field Experiment for Incentives for Pro-Social Tasks

Tags

 

۱ Comment

  1. ismaeil bashardost می‌گه:

    خیلی عالی است

Leave a Comment