شیعیان عزیز؛ شما دیگر چرا؟!

نگارنده: دکتر آریا حق گو

امروز یکی از دوستان ویدئویی را با من درمیان گذاشت که از رفتار وحشیانه عده ای آدم کش بی رحم در یکی از جاده های شمالی کشور عراق تهیه شده بود. در این ویدئو چند نفر که ظاهراً از شبه نظامیان سلفی بودند در یک ایست و بازرسی که در یکی از جاده ها برقرار کرده بودند سه تریلر را متوقف و از رانندگان آن تقاضای مدارک شناسائی می کنند. سردسته این شبه نظامیان با دیدن اسامی این سه نفر متوجه می شود که آن ها شیعه هستند.

از آن ها سوال می کند و آن ها بخت برگشتگان هم از ترس انکار می کنند اما وقتی نمی توانند از پس امتحان مشکل بازجوی خود برآیند و به شیوه اهل سنت نماز بخوانند ثابت می شود که سنی نیستند! شبه نظامیان آن ها را به کنار جاده برده و بدون تاخیر تیرباران می کنند. تنها به جرم شیعه بودن! همزمان با صحنه اعدام این افراد این آیه قرآن هم تلاوت می شود:” و قاتلوهُم یُعذبُهم الله باَیدیکُم”(با آن ها بجنگید خداوند آن ها را به دست شما عذاب می کند).

حدود سه ماه پیش ویدئوی دیگری از صحنه حمله عده ای سلفی متعصب به شیعیان مصر منتشر شد. در این فیلم نشان داده می شود که چگونه شیخ حسن شحاته(رهبر شیعیان مصر) و چهار تن دیگر از شیعیان مصر زیر ضربات چوب و مشت و لگد حمله کنندگان جان می دهند. یکی از ضاربین فریاد می زند” موتوا ایها الخنازیر…ابناء المتعه”( بمیرید ای خوک ها… فرزندان ازدواج موقت).

مردادماه گذشته روحانیان وهابی و سلفی، برای هموار کردن مسیر نیروهای آل سعود بر علیه فعالیت فعالان سیاسی، فتوای جدیدی صادر کردند. این روحانیان در فتواهای خود اعلام داشتند تمامی شرکت کنندگان در این تظاهرات غیر خودی هستند و همۀ معترضان جزء عوامل خارجی هستند!

اجازه بدهید کمی قبل تر برویم. به صد و هجده سال پیش در روز چهار شنبه مصادف با عید غدیر سال (۱۲۱۶ هـ . ق) وهابی ها به ریاست مسعود فرزند عبدالعزیز امیر نجد، به کربلا حمله نموده و مرتکب قتل و غارت شده و ظلم و ستم فراوانی به زائران و مجاوران حرم مطهر امام حسین ـ علیه السلام ـ روا داشتند؛ در حالی که مردم از قبل هیچ اطلاعی از این حلمه نداشتند. عده مقتولین را تا بیست هزار نفر ذکر کرده اند که قریب پانصد نفر از آن ها در صحن مطهر و پنجاه نفر در حرم مبارک به قتل رسیدند. تنها جرم مقتولین شیعه بودن ایشان اعلام شد!

اگر به دنبال شیعه ستیزی در دوران های قبل تر هم بگردید کار سختی برای پیدا کردن موارد وحشتناک آزار و اذیت شیعیان ندارید. مورد شهید ثانی که تنها به جرم عالِم شیعه بودن سرش از بدن جدا شد و یک صد سال قبل از او شهید اول که او هم به جرم شیعه بودن کشته شد و پیکرش سوزانده و خاکسترش به باد داده شد، تنها نمونه هائی از شیعه ستیزی در قرون میانی تمدن اسلامی است.

اگر این رشته را دنبال کنید نمونه های فجیع قدیمی تری را هم خواهید یافت که به شما اثبات می کند که شیعه ستیزی قدمتی به اندازه خود اسلام دارد. جنایات هولناک عباسیان علیه شیعیان به عنوان نقطه ننگی در کارنامه آنچه تمدن اسلامی خوانده می شود برای همیشه ثبت شده است و فجایع اُمویان در حق شیعیان قابل شمارش نیست و اقدامات سبعانه حجاج بن یوسف تنها نمونه ای از این جنایات است.

اساساً تمام امامان شیعه هم قربانی شیعه ستیزی حاکمان و مردمان زمان خود بوده اند. از ماجرای به آتش کشیده شدن خانه علی و فاطمه(علیهما السلام ) گرفته تا فاجعه کربلا و شهادت امامان شیعه به دست حاکمان به ظاهر مسلمان عصر خود همگی گویای این حقیقت تلخ است که شیعه از بدو ظهور قربانی شیعه ستیزی عده ای متعصب یا شیاد مسلمان نما بوده است.

بنابراین شیعیان از گذشته دور تا به امروز بیش از هر اقلیت مذهبی دیگری در کشورهای اسلامی طعم تلخ تعصبات مذهبی را چشیده و معنای تهدید و ناامنی صرفاً به دلیل اختلاف عقیده دینی با اکثریت جامعه خود را درک کرده اند. حال این قربانیان همیشگی نقض حقوق بشر که حتی امروز هم در بیشتر سرزمین های اسلامی از سوریه گرفته تا بحرین و عربستان و پاکستان و حتی مالزی و اندونزی مورد ظلم و ستم و تبعیض قرار دارند باید به این سوال پاسخ دهند که چرا خودشان در کشوری که بر آن تسلط دارند حقوق اولیه یک اقلیت مذهبی را نقض می کنند؟

چرا کسانی که خود طعم تلخ استفاده از عنوان جعلی رافضی را که هیچ ریشه ای در فقه اسلامی ندارد با تمام وجود درک کرده اند در قلمرو حکومت خود از عنوان جعلی فرقه ضاله برای بخشی از هموطنانشان استفاده می کنند؟

چرا کسانی که حتی هم اکنون هم به دلیل اعتقاداتشان از دانشگاه ها و مراکز علمی کشورهای اسلامی اخراج می شوند خودشان بخشی از هموطنانشان را از حق تحصیل محروم می نمایند؟

چرا کسانی که خود زمانی در زندان های بنی امیه و بنی عباس و امروز در زندان های آل سعود و آل خلیفه متحمل وحشیانه ترین شکنجه ها شده و می شوند تعدادی از هموطنان بیگناه خود را تنها به جرم اختلاف عقیده مذهبی با خود به زندان انداخته اند؟

چرا کسانی که امام سومشان توسط پست ترین مردم روزگار به عنوان خارجی به شهادت رسید و امروز هم در بحرین و عربستان و سوریه عوامل خارجی و جاسوس خوانده می شوند به عده ای از ساکنان قلمرو حکومتشان تهمت ناروای وابستگی به خارجیان و جاسوسی برای اجانب را می زنند و به همین اعتبار مسئولین اداری این اقلیت مذهبی را به بیست سال زندان محکوم می کنند؟

چرا کسانی که خود همواره قربانی قتل های مذهبی بوده اند و هزاران نفر از آنان صرفاً به دلیل اعتقاد به مذهبشان به قتل رسیده اند هموطن خود را تنها به خاطر اعتقاد به آئینی دیگر در بیابان های بندر عباس به قتل می رسانند؟

آیا وقت آن فرا نرسیده است که وجدان های شیعیان ساکن سرزمین ایران بیدار شود و از خود این سوال را بپرسند که آیا رفتاری که ما با بهائیان سرزمین خود می کنیم شبیه رفتاری که تندروها در سایر ممالک اسلامی با ما می کنند نیست؟ و اگر از آن رفتارها مو به تنمان راست می شود و خونمان به جوش می آید چرا خودمان چنین رفتارهایی را هموطنانمان صرفاً به دلیل اختلاف عقیده مذهبی با آنان روا می داریم؟

شیعیان بیش از هر اقلیت مذهبی دیگری در طول تاریخ معنای فشار، تهدید، قتل و ناامنی تنها به دلیل اقلیت مذهبی بودن را چشیده اند پس هرگاه یک بهائی به دست هموطنان شیعه خود اعم از همکاران جمهوری اسلامی یا سایر مردم مورد آزار و اذیت قرار گیرد حق دارد وجدان هموطنان شیعه خود را مخاطب قرار داده و از آن ها سوال کند: شیعیان عزیز؛ شما دیگر چرا؟!

 

۱۲ Comments

  1. Ahmad می‌گه:

    مقایسه جالبئ بوده
    از نظر جرم شناسئ بسیارئ از بزهدیدگان خودشان بزهکار مئ شوند!

  2. hamgam می‌گه:

    نمی دانم چرا به دنبال این مقایسه هستید. فقط من باب تذکر باید بگویم که کشتار عظیم شیعیان با این مظالم قابل مقایسه نیست. البته ظلم ظلم است و فرقی نمی کند که کم باشد یا زیاد اما باید دید که آیا اعمال یاد شده در قبال مجرم است یا مظلوم.چرا باید زندانی کردن یا اخراج از دانشگاه و … را صرفا از دید اعمال شیعیان به حساب آورد.آیا اگر در کشوری عده ای اعلام کنند که از مخالفین دولت حمایت می کنند و یا حتی نامه ای سری و محرمانه را به سرقت ببرند این گونه کار ها و یا حتی بدتر از این ها به ایشان تحمیل نمی شود؟ هر سیاستی عقوبت مخصوص به خود را دارد.بهائیان (اگر مقصودتان این اقلیت است) مرتکب اعمال کذا شده اند.سرویس خبری جامعه‌ی جهانی بهایی در اول آبان ۱۳۹۲ به بهانه‌ی انتشار گزارش دکتر احمد شهید، گزارشگر ویژه‌ی سازمان ملل، اقدام به انتشار خبری با عنوان “به رغم وعده های زیاد، ایران به نقض حقوق بشر ادامه می‌دهد” نموده و در کمال ناباوری نامه‌ی محرمانه‌ی شورای عالی انقلاب فرهنگی به رهبر ایران و نامه‌ی محرمانه مدیر کل حراست وزارت علوم به حراست ۸۱ دانشگاه کشور را در ذیل آن منتشر کرد.سوای از متن نامه بدست آوردن آن ها کاری فراتر از یک عمل جاسوسی معمولی است.مسلم است انگشت اتهام به سمت بهائیان داخل کشور است.مجازات ها دامان ایشان را می گیرد و دانشگاه ها ایشان را نمی پذیرند.مخصوصا زمانی که سخن گوی جامعه جهانی بهائی به حمایت از مخالفین دولت پاسخ مثبت می دهد و مجازات سیاسی کشور تشدید خواهد شد.
    پس ببینید که جرم بهائیان عزیز اقلیتشان نیست بلکه اعمال ضد حکومتی ایشان است که بر خورد خاص خود را دارد و دفاع از آن و مقایسه اش با کشتار تاریخی شیعیان کاری بس عجیب است.
    تنها برای پیشینه نا به هنجاری های این هموطنان عزیز کشتار معاصر یک بهائی به نام صفات الله فهندژ را ذکر می کنم که به نقل بهائیت و رژیم پهلوی در محله سعدی واقع در حاشیه شهر شیراز با یک قبضه سلاح به مردم تیر اندازی کرده و ۲۰ انسان را از پای در می آورد.
    یا در فاجعه ای دیگر گزارش جعلی دیوید کلی، عضو محفل ملی انگلستان در خصوص سلاح‌های کشتار جمعی عراق که عامل اصلی حمله به عراق گردید منجر به کشته شدن حدود یک میلیون و آوارگی بیش از دو میلیون زن و بچه شد.
    این ها تنها نمونه هایی از فعالیت های ضد حقوق بشر و مخالف شعار های این مسلک است که پیشینه تغیان گریش را به نمایش می گذارد.
    باید توجه کرد که در الفبای حقوق بشر دنیا این اعمال را دگر اندیشی نمی نامند بلکه به آن براندازی گفته می شود.
    با تشکر

  3. حسین می‌گه:

    دوست عزیز

    اشاره ی زیبایی داشتید به “کشتار معاصر یک بهائی به نام صفات الله فهندژ” و البته شما در این مورد دروغ نگفته اید و این اتفاق افتاده است اما شما تمام ماجرا را نگفتید. نگفتید که عده ای بی ناموس شیعه مذهب، قصد تجاوز و دست اندازی به ناموس این شخص را داشتند. چرا؟ چون بهائی بود و خون و ناموسش حلال بود. ایشان هم با کمال رشادت از ناموس خودش دفاع کرد، عملی که نه تنها در فرقه ی شیعه که در هر کجای دنیا بعنوان دفاع از خود عملی است صحیح و قابل دفاع.

    جامعه بهائی اولین سازمانی که آن نامه ی محرمانه را منتشر کرد نبوده است و آن نامه توسط سازمان های حقوق بشری دیگر برای نشان دادن وضعیت نابسامان حقوق بشر در ایران منتشر و در اختیار جامعه بهائی قرار گرفت. برای اینکه شما را بیشتر مطلع کنم باید بگویم برای مثال جامعه بهائی سایتی دارد با عنوان سرویس خبری جامعه بهائی که در امر اطلاع رسانی و اخبار از تمامی سایت های خبری حداقل ۲ هفته عقب است و اگر این ها بقول شما جاسوس بودند و به اطلاعات دست اول دسترسی داشتند باید سایت شان بیتشر از این ها فعال می بود نه اینکه حتی خبرهای مربوط به جامعه خودشان را دیرتر از سایت های دیگر منتشر کنند.

    خدا شما را به راه راست هدایت کند

  4. hamgam می‌گه:

    اشاره بسیار مناسبی داشتید به این که کشتار مردم اعم از گناهکار و بی گناه امری منطقی است اما این امر در بهاییت جنبه دیگری پیدا می کند. زمانی که شعار شما وحدت عالم انسانی است و زمانی که جناب عبدالبها می فرمایند ستمگر را ملجا و پناه گردید.
    ثانیا این نامه ها در بر گیرنده مطالبی برای بهاییت است که انگیزه سرقت را بالا می برد و دیگر این که حمایت از مخالفین دولت را چگونه توجیه می کنید
    خدا همه ما را هدایت کند
    با تشکر

  5. hamgam می‌گه:

    اشاره بسیار مناسبی داشتید به این که کشتار مردم اعم از گناهکار و بی گناه امری منطقی است اما این امر در بهاییت جنبه دیگری پیدا می کند. زمانی که شعار شما وحدت عالم انسانی است و زمانی که جناب عبدالبها می فرمایند ستمگر را ملجا و پناه گردید.
    ثانیا این نامه ها در بر گیرنده مطالبی برای بهاییت است که انگیزه سرقت را بالا می برد و دیگر این که حمایت از مخالفین دولت را چگونه توجیه می کنید
    خدا همه ما را هدایت کند
    با تشکر.

  6. حسین می‌گه:

    پس شما می فرمایید چون یکی از تعالیم دیانت بهائی وحدت عالم انسانی است پس آقای فهندژ باید می ایستاد و شاهد تجاوز عده ای بی ناموس به ناموس خودش می شد؟ شاید باید در را هم برایشان باز می کرد و چای و شیرینی هم می آورد؟
    در اینجا به حکم داشتن اسلحه در دیانت بهائی اشاره می کنم که در کتاب اقدس هم آمده است: “…حضرت عبدالبهاء در خطابی به یکی از یاران حمل اسلحه را برای دفاع از نفس در موقع خطر جایز دانسته اند. حضرت ولی امرالله در توقیعی که حسب الامر مبارک تحریر یافته می فرمایند که در احیان بروز وقایع اضطراری و هنگامی که هیچ نوع مرجع قانونی برای دادخواهی وجود ندارد افراد احبا مجازند از خود دفاع نمایند.”
    و زمانی که آقای فهندژ اقدام به دفاع از خود کردند، زمانی بوده که هیچ نوع مرجع قانونی ای برای حمایت از ایشان وجود نداشته و ایشان برای دفاع از خود دست به اسلحه بردند که طبق قوانین امروز و همینطور قوانین دیانت بهائی کاملا بلامانع است.
    شاد باشید

  7. hamzaban می‌گه:

    احسنت به شما که اینقدر دقیق و اهل مطالعه هستید.واقعا از هم صحبت بودن با شما خرسندم.
    این که عده ای را بی ناموس خطاب کردید مخالف آموزه دین شماست که باید نسبت به همه مهربان باشید:((چرا بگوییم این موسوی است و او عیسوی است این محمدی است او بودایی است اینها دخلی به ما ندارد خداوند همه را خلق کرده و تکلیف ماست مه به کل مهربان باشیم.))(خطابات جلد۲ صفحه ۲۸۴)
    البته این توهین ها بی سابقه هم نیست و ریشه در رهبرانتان دارد مثلا زمانی که جناب عبدالبهاء محمد علی برادرش و مریدانش را پشه و سوسک و کرم خاکی و خفاش و جغد و کلاغ و روباه و گرگ و… لقب داد و خویشتن را بلبل و طاووس نامید.(مکاتیب جلد۲ صفحه۲۳۴) که البته حرکتی مخالف آموزه های بهئیت است که خود آن هارا معرفی می کند((اصول و قوانینش محبت و مهربانی با جمیع نوع انسانی حتی به درجه ای که بیگانه آشناست، اغیار یار))(مکاتیب جلد۲ صفحه ۱۶۲)
    البته فعلا جای طرح این تناقضات نیست اما می خواهم به این نکته اشاره کنم که عمل جناب صفات الله فهندژ مخالف گفته رهبران این آئیین است.((اگر خدای نکرده شما دشمنی داشته باشید او را دشمن نبینید دوست ببینید و به دوست چگونه لازم است معامله کردن به دشمن همان معامله را مجری دارید))(خطابات جلد۱ صفحه ۱۵۴) حال اگر معامله کردن به دوست را نمی دانید و نظرتان این است که ایشان باید نسبت به کسانی که تعرض می کنند تعرض کند به این دستور جناب بهاءالله توجه فرمایید:((لا تعترضوا علی من اعترض علیکم…والذی زجرکم لا تزرجوه)) یعنی نه تعرض کنید نه زجرش دهید چه رسد به این که با مسلسل به آن ها شلیک کنید یا مثلا:((اگر نفسی به نفسی ظلمی کند، ستمی کند، تعدی کندو آن شخص مقابله بالمثل نماید این انتقام است و مذموم است))
    در هر صورت از نظر شما اگر به ناموس کسی تجاوز شد و یا به جانش تهدید شد و او از طرف آموزه ها و دستوراتش از خود دفاع نکرد و این کار کاری مخالف عقل است پس خود اندکی در دینتان تفکر کنید.
    با تشکر

  8. hamzaban می‌گه:

    لطفا در باب ظلم به هموطنان عزیزمان که جامعه ای که عضو آن هستند این گونه کارها و حرف های ضد حکومتی می زند از ایشان دفاع کنید تا دینشان سبب آزارشان نشود.
    در هر صورت توجه داشته باشید که مثلا سخن سخنگوی جامعه بهائی مخالف دستورات دینتان است.((حق جل و عز، مملکت ظاهره را به ملوک عنایت فرموده، بر احدی جایز نه که ارتکاب نماید امری را که مخالف رای روسای مملکت باشد.))(اقتدارات ، ص ۳۲۴)
    با تشکر

  9. حسین می‌گه:

    اول اینکه شما چرا اسم خودتان را به همزبان تغییر دادید؟ البته برای من مهم نیست و تنها از روی کنجکاوی پرسیدم. آقا یا خانم محترم نمی دانم چرا از واژه ی بی ناموس اینقدر برآشفته شده اید؟ طبق فرهنگ لغت دهخدا: “بی ناموس . (ص مرکب ) (از: بی + ناموس ) که ناموس ندارد. لامذهب و ناپرهیزگار. (آنندراج ). بی عفت و بی عصمت . بی مذهب . دشنامی است سخت قبیح و از ناموس معنی لغوی آن یعنی قانون اراده نمی شود، بلکه مراد از بی ناموس بی آبرو در عرض باشد. بی غیرت . بی عفاف”
    پس می بینید کسانی که قصد دست اندازی به مال و ناموس آقای فهندژ را داشتند مثال شخص بی ناموس هستند. دوم برای اطلاع شما عرض کنم که بهاءالله در مورد فرقه ی شیعه از صفت “شنیعه” استفاده می کند که سخت برازنده ی این فرقه است.
    معنای شنیعه چیست؟ “زشت . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (دهار). بد و زشت . (غیاث اللغات ). قبیح” که صفتی است واقعی و کارهای زشتی که این فرقه انجام داده بر هیچ کسی پوشیده نیست. جالب اینکه این تنها نظر بهاءالله نیست، بلکه اکثریت مسلمین این فرقه را شنیع و منحرف می دانند.
    احتمالا می دانید که اکثریت مسلمین شما را به نام شیعه نمی شناسند بلکه به نام رافضی می شناسند. بهرحال گفتم که از تاریخ فرقه ی خود با خبر شوید.
    اشاراتی که کردید به تحمل ظلم و ستم در آثار بهائی اشارات خوبی است و البته بر همه واضح و مبرهن است که بهائیان چگونه با تساهل و تسامح با دیگران رفتار می کنند. این همه زندان های طویل المدت بدون اثبات جرم، اخراج از کار و دانشگاه و … و باز هم بهائیان تنها به اعتراض قانونی بسنده می کنند نهد کشت و کشتار که اگر شیعیان جای بهائیان بودند احتمالا هر روز یک جایی را بمب گذاری می کنند یا دست به ترور می زدند. ماجرای آقای فهندژ یک استثنا است و در شرایطی که یک محله به آنها هجوم آورده بودند و قصد مال و جان و ناموس ایشان را داشتند و راه قانونی برای ایشان وجود نداشت برای دفاع از خود دست به اسلحه بردند. میگویم استثنا چون اگر جز استثنات نبود باید این اتفاق مدام تکرار می شد که نشده است.

  10. hamzaban می‌گه:

    در باره اینکه چرا تغییر نام دادم به دلیل زبان شیوا و رسای شما بود که خواستم اندکی خود را شبیه سازم.
    در هر صورت بی ناموس توهین است که یکی از تعاریف دهخداست و شما مدام قصد در تکرار آن دارید. من نمی گویم که این توهین برازنده چه کسی است فقط می گویم که شما طبق آموزه هایتان حق استفاده از آن را ندارید.
    اشاره ای داشتید به این که مذهب شیعه در نظر جناب بهاءالله زشت و از نظر دیگران رافضی است. بهتر است تا شما را از تاریخ آئینتان با خبر سازم. آیا می دانید که ریشه بهائیت در تشیع است؟شیخ احمد احسائی که فرقه شیخیه از ایشان نشئت می گیرد فردی است شیعه مذهب که تنها اعتقاد به رکن رابع ایمان دارد.و همچنین جانشینش سید کاظم رشتی که او نیز شیعه مذهب بوده برای اطمینان به کتب ایشان راجعه کنید(شرح الزیاره و جوامع الکلم از شیخ احمد احسایی و مجموعه‌ الرسائل از سید کاظم رشتی)جناب بهاءالله از این دو تعبیر به نورین نیرین و انسان کامل می کند(ایقان صفحه۴۰ تا ۴۳)و حتما می دانید که جناب باب از شاگردان و مریدان سید کاظم رشتی در کربلا بوده است و خود را باب و یا همان امام زمان شیعیان می داند که در آثارشان به وفور به کلمه بقیه الله و حجت ابن الحسن اشاره می کنند که امام ۱۲ شیعیان است.پس اگر جناب بهاءالله مارا شنیعه خوانده اند پس در نتیجه خود و آئینشان را شنیعه می خوانند چرا که ریشه و ادامه بهائیت در تشیع است.مخصوصا زمانی که جناب بهاءالله زیارتی برای امام حسین(ع) می نگارند پس رافضی خواندن ما یعنی رافضی خواندن و باطل خواندن شما که خوب به آن شاره کردید.
    در این باره که حرکت جناب فهندژ را یک استثنا خواندید قبول.پس لطفا به نظرات قبلی مراجعه کرده و از بقیه استثنائات نیز دفاع کنید. اما شا در نهایت به ن پاسخی برای کار های ضد حکومتی ندادید تا سیاست با هموطنان عزیزمان این گونه بر خورد نکند.
    در ثانی اگر فرقه شیعه شنیعه است پس شعار وحدت عالم انسانی بهائیان و این که ما همه برابر هستیم چه می شود؟
    نکته جالب دیگر این بود که شما عرض کردیدکه بهائیت دین صلح است و این از گفته های رهبرانتان هویداست. پس لازم می دانم تا در این جا دو تناقض از صحبت های جناب عبدالبهاء را ذکر کنم تا بدانید که رهبرانتان خود به این شعار ها باور ندارند.
    ((جفاکار را مانند وفادار به نهایت محبت رفتار کنید و گرگان خونخوار را مانند غزالان ختن و ختا مشک معطر به مشام رسانید))(مکاتیب جلد ۳ صفحه ۱۶۰)
    و تنها در ۵۲ صفخه بعد حرفی دقیقا مخالف آن را مطرح می کنند:((اگر گرگی را رافت و مهربانی نمایی این ظلم به گوسفند است یک گله گوسفند را از میان بردارد.کلب عقور را اگر فرصت دهی هزار حیوان و انسان را سبب هلاکت شود.))(مکاتیب جلد ۳ صفحه ۲۱۲)
    پس می بینید که رهبرانتان خود به نا کار آمد بودن صحبت هایشان اعتراف دارند چه رسد به انجام شما.
    با تشکر

  11. حسین نایینی می‌گه:

    اقایون حسن شحاته روحانی شیعه بوده ها یعنی جبابره وفراعنه فکر نکنم درست باشه واسه مرگش ناراحت شوید

Leave a Comment