معرفی و نقد یک کتاب مهم در روابط ایران و امریکا
دشمن شدن: رابطۀ امریکا و ایران و جنگ ایران و عراق (۱۹۷۹-۱۹۸۰)

کاویان صادق زاده میلانی
پژوهشگر مستقل

Becoming-Enemiesبه جرات می توان گفت کتاب «دشمن شدن» (چاپ ۲۰۱۲- امریکا) یکی از ارزنده ترین، و مهمترین و مستندترین کتبی است که در دهه اخیر در رابطه با سیاست خارجی متقابل ایران و امریکا منتشر شده است. ساختار کتاب و مجموعه اسناد تازه یاب در این کتاب همراه با اعترافات و تحلیلهای مدیران مسوول و کارگزاران دستگاه امنیتی امریکا و کارشناسان وزارت امور خارجه امریکا این کتاب را تبدیل به گنجینه ای کم نظیر و مملو از اطلاعات تازه می کند. این کتاب با بهره بردن از روش منحصر به فرد تاریخ شفاهی انتقادی کلیدی تازه برای درک ریشه خصومت و دشمنی بین ایران و امریکا ارائه می کند. همراه با این دانش کلیدی راهکارهایی هم برای پیشبرد و بهبود روابط سیاسی دو کشور نمایان می شود.

در انتخابات دورۀ اخیر ریاست جمهوری در ایران یکی از مطالبات مردم روندی بهتر و سالمتر در عرصۀ روابط بین الملل بود. یکی از معضلات بزرگ کنونی نظام جمهوری اسلامی که با تغییر اخیر دولت در ایران و روی کار آمدن دکتر روحانی به عنوان رئیس جمهور منتخب برجسته تر شده مسالۀ روابط خارجی و بخصوص رابطۀ حاکمیت ایران با دولت امریکا است. دشواریهای ناشی از تحریمهای طراحی شده برای هزینه مند کردن غنی سازی و فناوری هسته ای و بحران اخیر در سوریه دو بُعد از این معضلات است ولی واقعیت این است که خصومتها و دشمنی بین دو دولت بعد از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شد و در برخی موارد به سر حد جنگ گرم نیز رسیده است.

بسیاری از شهروندان ایرانی و امریکایی در طول زندگانی خود چیزی جز خصومت به یاد نمی آورند. ولی واقعیت این است که ایران و امریکا همیشه دشمن نبوده اند و این دشمنی ریشه و تاریخ و سنتز خاص خود را دارد. هنوز نیز رهبر ایران هنوز هنگامی که سخن از امریکا و مذاکره با امریکا است از «دشمن» سخن می راند. مولفان و نظریه پردازان این کتاب ریشۀ این خصومت و دشمنی را در دهۀ اول انقلاب و فقدان راهکار درست برای برون رفت از این این دشمنی در سالهای پس از آن می بینند. نظری که با توجه به وزن اسناد موجود در کتاب بسیار توجیه شدنی است.

کتاب «دشمن شدن» به بررسی دقیق و موشکافانه این خصومت می پردازد واز آنجاییکه کتاب بحث و گفت و شنود و تبادل نظر و حتی اختلاف نظر بین چندین و چند کارشناس را دارد محتوای مهم و ارزنده کتاب بصورتی جذاب و زنده به خواننده ارائه می شود. این بررسی دقیق که با روش شناسی “تاریخ شفاهی انتقادی صورت می گیرد تحلیلها و دستاوردهای تازه و نوینی ارائه می کند که با توجه به عمق تسلط کارشناسان و کارگزاران و غنای اسناد محرمانه ای که به تازگی فاش شده کتاب بی نظیر و بی همتایی برای آنانی که علاقه به تاریخ معاصر و آغاز و تداوم این دمشنی دارند است به شمار می رود.

اهمیت این کتاب در این است که پس از گذشت دو یا سه دهه از وقایعی که به این دشمنی انجامید، کسانی که دست اندر کار آغاز خصومتها و دشمنیها بودند حال فرصت می یابند که تا با بازبینی و اقرار به اشتباهات پیشین خود هستند و این فرصت را نیز پیدا می کنند که عملکرد خود را با توجه به سندهای محرمانه و تازه فاش شده توجیه کنند و به طور مستقیم توسط کارشناسان و پژوهشگران زیر سوال بروند.
واقعیت این است که همه مردم رفتار دیگران را با ذره بین بررسی می کنند و اشتباهات آنها را موشکافانه زیر سوال می برند ولی رفتار نادرست و اشتباه خود را توجیه می کنند و از آن رفتارها به طوری سرسری از آن می گذرند.

این عملکرد که بین بستگان، همسایگان و کشورها دیگران مصداق دارد به این دلیل است که هیچ کسی تمایل ندارد لبۀ تیز انتقاد را متوجه خود بکند. در روابط بین الملل (مانند همان گونه که در روابط شخصی) تنش و خصومت تولید یک روایت می کند و این روایت فراگیر می شود وهمه رفتارهای طرف مقابل از این زاویه دیده می شود. در مواردی مانند رابطۀ بین ایران و امریکا که دو کشور روابط دیپلماتیک و سیاسی ندارند این روایتها به طوری غالب می شوند که به هر حرکت طرف مقابل رنگ و لعاب دشمنی زده می شود حتی در مواردی که حرکت بی طرفانه و بدون غرض بوده است.

در موردِ زیر بحث، البته فاصله تاریخی با وقایعی که به افزایش تنش انجامید به مسوولین پیشین وزارت خارجه امریکا و ماموران دستگاههای امنیتی و جاسوسی امریکا این فضا را پدید می آورد که عملکرد خود را مورد قضاوت غیرعجولانه و انتقاد قرار دهند. برای نمونه در طول بخشهایی از کتاب ماموران وزارت امور خارجه و هیاتهای دیپلماتیک و مسوولان دستگاههای اطلاعاتی امریکا موارد زیر را به عنوان نمونه هایی از اشتباهات و یا عملکرد نادرست دولت امریکا مطرح می کنند: محکوم نکردن علنی و رسمی دولت عراق برای حمله به خاک ایران و پیرو آن استفاده از سلاحهای شیمیایی و حتی عدم پوزش و معذرت خواهی رسمی از دولت و مردم ایران برای فاجعه مربوط به شلیک به هواپیمای مسافربری ایران ایر توسط ناو وینسنز.

تاریخ شفاهی انتقادی سه رکن دارد. یکم اسناد تاریخی که زیر برچسب محرمانه و فوق محرمانه از چشم کارشناسان دور بوده مانده است. این سندها از هفته ها پیش به کارشناسان و کارگزاران داده می شود و همگی فرصت مطالعۀ دقیق آنها را دارند. دوم کارگزاران و مسوولان پیشین و کنونی دولت که با فاصلۀ زمانی می توانند به تجدید نظر در باورها و رفتارهای پیشین و در مواردی به توجیه عملکرد خود بپردازند. سوم حضور پژوهشگران دانشگاهی و محققانی است که با آگاهی بر داده های تاریخی و با مدد اسناد تازه یاب عملکرد مسوولان و تصمیم گیران را زیر سوال می برند.

درپس کنش و واکنش بین کارشناسان و مدیران بخش خاورمیانه دستگاههای امنیتی امریکا و مسوولان وزارت امور خارجه فرضهای نادرست و اشتباهات عملکردی آنان در رابطه با ایران به اذعان خود آنها بخشهایی بسیار خواندنی و فراموش ناشدنی است. متاسفانه ارزیابی انتقادی متقابلی که بر مبنای داده های درونی باشد در حال حاضر ممکن نیست ولی طبعاً شامل فرصتهاس ی سوخته شده و عملکردهایی است که سوال برانگیز خواهند بود.

شواهد عرضه شده در کتاب حکایت از این واقعیت دارد که هر دو طرف این معادله یعنی دولت ایران و حاکمیت امریکا در رابطۀ متقابل خود اشتباهاتی عمد و غیرعمد (از دید خود و یا طرف دیگر) را مرتکب شده اند. از دید امریکا و تخیل تاریخی سیاستمداران امریکایی حمله و اشغال سفارت و گروگانگیری عملی نابخشوندنی است که سیاست خارجی امریکا را در قبال تندروی نظام حاکم بر ایران رقم زد. این گروگانگیری در چارچوب پذیرش ورود محمدرضا شاه پهلوی به ایران امریکا برای مداوا صورت گرفت ولی برای دولت ایران و در تخیل جریان انقلابی پذیرش شاه به معنی حمایت از رژیم سابق و کوشش دربرگرداندن حکومت پهلوی بود.

این نگرانی در پی حملۀ عراق به ایران و سکوت معنادار امریکا و شورای امنیت سازمان ملل در محکوم کردن حمله عراق، حتی پس از استفاده از سلاحهای شیمیایی علیه نیروهای ایران، تشدید شد. از سوی دیگر امریکا با گروگانگیری امریکاییان اتباعشان دربیروت و تهدید کشتیرانی در خلیج فارس روبرو شد که پیشفرضهای منفی را تایید کرد.

این خود نیز به نادیده گرفتن جنایات صدام حسین در جنگ تحمیلی (جنگی که در تخیل تاریخی و از نقطه نظر رجال سیاسی سیاستمداران ایران به دستور امریکا صورت گرفت) و علیه مردم کُرد انجامید. شوربختانه سیاستگذاران در هر دو کشور به دلیل نبود تماس سیاسی و فعالیت دیپلماسی و فضای غالب دشمنی و خصومت نتوانستند در دهۀ شصت به این بحران پایان دهند.

کارشناسان و صاحبنظرانی که در این مناظره ها و نشستها حضور داشتند تداوم این خصومت را در عدم بهره برداری درست از فرصتها و بستن زودهنگام پنجره های تماس می بینند. با توجه به این مهم که قدرت سیاسی در ایران در دست کسانی است که تجربۀ جنگ تحمیلی را در پیشینه خود دارند و آنچه از سیاستمداری و دیپلماسی امریکایی دیده اند به مزاقشان خوش نیامده است، اگر چنانچه سیاستمداران امریکایی بخواهند قدم پیش نهند دانستن پیشینه جنگ با عراق برایشان بسیار مهم است.

نکته جالب اینکه سیاستمداران و قدرت سیاسی حاکم بر ایران هنوز روابط بین الملل و رابطه با امریکا رادر چارچوب جنگ تحمیلی می بینند ولی امریکاییها عموما هیچ اطلاع و آگاهی به این جنگ تاثیرگذار در ضمیر ایرانیان را ندارند و تنها حافظۀ تاریخی آنان از هشت سال جنگ (در خوانش تاریخی سیاستمداران ایران: دفاع مقدس) اقدام غیرقانونی ریگان در ارسال نماینده و فروش تسلیحات به ایران برای آزادی گروگانهای امریکایی در بیروت است.

کوتاه سخن اینکه هردو طرف این معادله به نوعی در اشتباهات و چارچوب تاریخی سالهای اول پس از پیروزی انقلاب اسلامی و جنگ ایران و عراق محصورند و هرگونه برون رفت نیازمند پرداختن به پیشینۀ روانی و حافظۀ تاریخی سیاستگذاران دارد.

خواندن این کتاب بسیار سودمند و پربار را به عموم علاقمندان علوم سیاسی و تاریخ معاصر ایران توصیه می کنم.

Tags

 

0 Comments

You can be the first one to leave a comment.

Leave a Comment