معرفی کتابِ “درجستجوی ِبهشت موهوم” اثر عبدالمیثاق قدیریان

نقد از فرزانه ثابتان

شاید بهتر باشد معرفی و بیان اهمیت کتاب را، با جمله ای از خاویارپرز دوکوئیار، دبیرکل ِ سابق سازمان ملل متحد که کتاب به آن استناد کرده است، آغاز کنیم:

“سوء استفاده از مواد به اندازۀ طاعون برای این
نسل و نسلهای آینده خطرناک است. زمان آن فرا رسیده
که جامعه بین المللی در سطح جهانی به مقابله با این بلا بپردازد”

این کتاب پس از طرح مشکل سوء استفاده از داروهای روانگردان از طریق مروری برآمارهای موجود در استفادۀ بیمارگونۀ مواد روانگردان، به بررسی و توضیح اثرات ِ وابستگی و گرایش به این داروها از این دیدگاهها می پردازد:

– تاریخچۀ استفاده از مواد مخدر
– تأثیر این مواد در تغییر شکل آگاهی و اثرات آن بر هشیاری
– سوء مصرف الکل و موادمخدر و شیوع آن در سطح جهان
– اثرات ، علل، و میزان استفاده از این مواد در کودکان، جوانان و خانواده، و پیآمدهای آن
– سوء تأثیر والدین الکلیسم برفرزندان
– استفاده از مواد روانگردان در فرهنگها و جوامع گوناگون وریشه های فرهنگی استفاده از آنها
– رابطۀ جنسیّت و میزان استفاده از این مواد
– ابعاد زیستی این مسأله
– تحلیل روانی از علل گرایش به سوء استفاده از مواد و پیآمدهای آن

جریان ِ کتاب از ابتدا که با طرح مسائل عینی و تجربی آغاز می شود، تا انتها به ریشه یابی فرهنگی و روانی آن می پردازد، تلاشی است برای ردیابی علل این مُعضل که چرا دردهه های گذشته انفجاری جهانی در سوء استفاده از مواد به وجود آمده است؟ و برای برگرداندن این گرایش مرگ آور به سوی استفادۀ مجاز وسالم از داروها چه می¬توان کرد؟ درمسیر این ردیابی پرسشهائی چون

– “چرامردم به استفادۀ ناسالم از مواد روی می آورند”
– “این مواد جای چه چیزی رادر زندگی انسان پُرمی کند”
– “چه کسانی در برابر سوء استفاده از این مواد آسیب پذیرترند”
– “راه حل چیست”؟

نیز نمایان می شود.

درپاسخ به این پرسش ها، علل ابتلاء به اعتیاد را در طیف وسیعی از جمله کنجکاوی، لذت، تسکین درد، فشارهای زندگی و فرار از آنها، نگرشهای فرهنگی و تربیتی مانند میل به ارضاء آنی نیازها و خواسته ها، تحمل کم دربرابر ناکامی ، زندگی رقابت آمیز،و اضطراب ناشی از مادیگری، را مطرح می سازد. محقق براین باور است که تحقق نیازهای درونی به آسایش به میزان بالائی وابسته به اشیاء بیرونی شده است. بعبارت دیگر انسان امروز می آموزد که با دستیابی و اتکاء به اموری خارج از هستی و توانائیها و بودن ِ خویش به آسایش و آرامش می-رسد و حال آنکه با توجه به یافته های روانشناختی از انسان، شاید بهتر آن باشد که این تلاش معطوف به اساس آموزش و فرهنگ جامعه انسانی برتوجه به درون، تحقق مثبت ظرفیتها و توانائیهای انسان، و اعتلاء باورها، ارزشها و خصائل انسانی بشود، تا انسان را به شأن و مقامی ارتقاء دهد که آرامش و احساس رضامندی و لذت روحی را در تحقق هستی خویش در بستر یگانگی و وحدت مستتر در عالم هستی بیآبد نه آنکه به آن جهت سوق داده شود که هرچه بیشتر و بیشتر برای ارضاء درون ِ خویش به موجودی زیاده خواه، لذت جو و حریص در ارضاء نیازهای جسمانی و حتی ایجاد نیازهای کاذب از جمله اعتیاد به داروهای روانگردان شود و موجودیت خود را در ارضاء نیازی غیرطبیعی و تصنعی باوربدارد. بعبارت دیگر انسان بیآموزد که به جای اتکاء و باور ِ هستی خود در وابستگی و اعتیاد جسمانی به امور مادی، بهتر است آنچنان بارآید که رابطه¬ای غنی و محکم با “خود ِ حقیقی” خویشتن بنا سازد که در آنصورت احتمال ابتلاء و اتکاء و وابستگی به داروهای روانگردان چه برای کسب لذت بیشتر و چه به نیّـت فرار از مشکلات به دلیل عدم ِ انسجام درونی در رویاروئی با آنان، بسیار ناچیز خواهد بود. دراثبات این ادعا کتاب دقایق عینی و تحقیقی و آماری از تأثیرات فقدان شرایط نامناسب پرورشی، چه جسمانی، چه روانی و چه روحانی را از تأثیرات استفاده پدر یا مادر به هنگام بارداری برجنین گرفته تا نفوذ عوامل اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی از جمله فقر یا طبقۀ اجتماعی و یا ضعف ارزشهای انسانی در یک فرهنگ را، به شهادت می¬گیرد.

نگارنده در این کتاب به وسعت این بلای دامنگیر در سطح جهانی از نظر جغرافیائی و در سنین و طبقات و طیفهای مختلف اجتماعی از حتی سنین کودکی و نوجوانی گرفته تا اعتیاد در دوران کهنسالی وامکان و سهولت دستیابی به این مواد، نیز توجه می¬کند. در حالیکه به گستره تاریخی مسأله اعتیاد، رشد این بیماری در دامن ظهور خرده فرهنگی درغرب به نام “پدیدۀ جنجال وهیاهو” هم می پردازد.

کتاب به بررسی میزان همبستگی میان اعتیاد با عواملی چون جنسیت، و عوامل دیگر مرتبط با مسأله اعتیاد با استناد به تحقیقات آماری و علمی نیز اشاره می کند و درادامه پیآمدها و مضرّات جسمانی و روانی ناشی از استفاده از مواد مخدر را بر پایه های علوم پزشکی و روانپزشکی را خاطرنشان می کند.

شاید بتوان ادعا کرد که شاخص اصلی و وجه امتیاز کتاب نسبت به دیگر نوشته ها در این زمینه طرح دوجریان اجتماعی است که سبب ابتلاء به اعتیاد است: مدنیت جدید که با افزایش انتظارات بشر از آسایش و امنیت باعث افزایش میزان اعتیاد جامعه انسانی شده است. چنانکه در دنیای غرب، با تأکید بر ضرورت ارضای حسی در زندگی روزمره و ایجاد این تصور که سلامتی به معنی رهائی از درد و رنج است، حساسیت انسان به درد و رنج را بالا برده و همین نگرش از دیدگاهی متکی بر تحلیل روانی انسان، عامل افزایش میل به داروهای روانگردان شده است. بعبارت دیگر پایه های احساس رضامندی و خشنودی به لذت طلبی و سرخوش کاذب و سریع و گذرای جسمانی تبدیل شده است . وجریان دیگر میل طبیعی و فطری انسان به معناست که با توجه به مدنیت غالب در جامعه بشری، انسان دراین مسیر چنان به تارهای تنیدۀ فردگرائی می افتد که برای ایجاد یک “من آرمانی” و اغناء میل به معنی در تنگنای اخلاقی گرفتار می شود. و طرح این پرسش که آیا لذت بخودی خود می تواند هدف باشد یا نه، دو موضوع جهت گیری (آنی و موقتی و سریع ) را با جهت گیری بصیرتی ( که لذت طی فرآیند رنج حاصل می شود) را به مقایسه می گذارد که البته در این میان ناگزیر از ارجاع به مواردی چون مفهوم ترس، آزادی ومیل انسان به معنی است.

کتاب سیلانی است از کنکاش ِ ذهنی محقق دربارۀ هویت گمُ شدۀ انسان امروز. تحلیلی است بربازشناسی رشد بشریت که همچون نوجوانی که از ارزشهای سنّتی آباء و اجداد خود بریده و سرگردان درپی ترسیم هویتی بدیع برای خویشتن و درمیان ارزشهای پوسیده، خلاء معیارهای اخلاقی مبتنی بر فرزانگی و درایت، و سوسوئی کمرنگ از طلایه¬های مرحلۀ جدیدی از فرهنگ متکی برآگاهی و یکپارچگی، دست و پا می زند.

کتاب با استناد به فرآورده های عینی و روانشناختی، به آنجا می رسد که برای رفع این طاعون نیاز به بازشناسی حقیقت انسانی و توانائیهای او داریم تا برآن اساس بتوان انسانی آزاده از لذائذ کاذب را که برای فرار از بیگانگی خود با خویشتن به دامان این تخدیر دروغین و گذرا پناه برده است، پرورش دهیم. انسانی که با پُشتی برافراشته، سری فرهیخته و دلی سرشار از شوق و شور زندگی عزم ِ اعتلاء عالم هستی را دارد.

کتاب براین واقعیت نیز چشم نمی پوشد که آنچه طرح کرده راهکاری است برای بهداشت وپیشگیری از این طاعون که خود نوعی درمان است برای آیندگان. اگرچه براین باور است که درمان این بلای خانمانسوز دراین برهه از زمان مستلزم برخوردی تخصصی است اما برای پیشگیری از این طاعون روانی معتقد است که باید به بُعد تقویت ویژگیهای فرهیختۀ انسانی توجه کرد و شیوه ای هماهنگ و همه جانبه را دریشگیری اولیۀ این معضل بکار گرفت. درکتاب تأکید براین نکته است که برای پیشگیری اعتیاد که به مراتب مهمتر و آسانتر از درمان ِ آنست و متکی به یک آموزش همگانی است، باید به عوامل فرهنگی، اجتماعی، شغلی، اقتصادی و روانی پرداخت و سه سطح ِ فرد، خانواده و جامعه را مخاطب قرار داده جزئیات آنرا یک به یک برمی¬شمارد. وی مهمترین مانع درراه پیشگیری استفاده از مواد مخدر را “کم اهمیت شمردنِ شیوۀ زندگی سالم ” می¬داند و این همان پیامی که در لابلای محتوای کتاب نهفته شده است.

درنهایت ، کتاب تلاشی است برای ترسیمی از انسان سالم درارتباط با شیوۀ اغناء نیازهایش وتوجیه معنای زندگی در تصادم انسان ومحدودیتهای عالم هستی. به کلام ِ خود کتاب: ” زندگی انسان دراین سیاره مانند زندگی یک مسافر است. درهرسفری جستجو، هدف، و سرنوشتی وجود دارد. هدف از سفر به کوشش مسافر معنا می¬دهد و سرنوشت نقطۀ نهائی تحقق مقصد سفر است. چراغ راهنمای هر سفری، قدرت ذهن و قابلیت تشخیص مسیر درست و استقامت برای رسیدن به مقصد است…” . ودرمان ِ این درد چیزی جز ترسیم و ارائه سالم و حقیقی از هویت انسان نیست. شاید به کلام شاعر گامی است دراین راه که : “عالمی از نوبباید ساخت وزنو آدمی”.

بنیاد فرهنگی همزبان
ماه مارس ۲۰۰۹ میلادی

پرسش ها از دکتر قدیریان،

۱ – آقای دکتر رشته تخصصی شما در کدامیک از زمینه های پزشکی است؟
رشتۀ تخصصی من روانپزشکی است. از دانشگاه مک گیل فارغ التحصیل شده ام و ازسال ۱۹۶۹ مشغول تدریس و کارهای علمی و بالینی بوده ام.

۲ – چه عاملی باعث شد که شما به مسأله اعتیاد بپردازید؟
یکی از عوامل افراد معتادی بودند که با مواد مخدر مشکلات زیادی داشتند و در بخش های روانپزشکی با آن مواجه بودم. درسال۱۹۹۸-۱۹۷۷ از طرف BIC بصورت یک سازمان غیرانتفاعی از من خواستند که بعنوان مشاور در خدمت آنان باشم و بنابرآن بیشتر این مسأله را پیگیری کردم و تأثیراین این مسائل روحانی را در امور درمانی اعتیاد دیدم. بخصوص چون در کنفرانسهای علمی شرکت می کردم این نیاز را بیشتر به تألیف این کتاب دیدم و مقالات زیادی هم در سطح حرفه ای نوشته ام.

۳ – آیا پراکندگی و تراکم مسأله اعتیاد در سراسر جهان به یک اندازه است؟ چرا؟
بستگی دارد، سازمان ملل که استفاده ازالکل و سیگاررا هم بعنوان اعتیاد شناخته شده است معتقد است که %۵۰ از مردم جهان به الکل اعتیاد دارند و ۳۰% به سیگار. خوب اگر این تعداد را کنار بگذاریم بطور کلی از قاره به قاره فرق دارد. مثلا ً در آسیا تریاک و مرفین و حشیش زیاد است. درآمریکای شمالی بیشتر کوکائین و آمفیتامین ها مصرف می شود اگرچه ازمواد دیگر هم استفاده می کنند. در آمریکای جنوبی که مرکز تولید کوکائین است، این مواد بیشتر در دسترس مردم قرار دارد. و برخی از موادهم در آزمایشگاهها تهیه می شود. بطورکلی بنابه میزان ِ در دسترس بودن این مواد، توزیع وپراکندگی مسأله اعتیاد هم فرق دارد. درکشورهای عربی و اسلامی که مصرف الکل تحریم شده است، بیشتر از تریاک استفاده می کنند و سختگیری زیادی در مورد مواد مخدر بکار نمی¬رود. پس بطور کلی نسبت به فرهنگ و آداب و رسوم مذهبی و نگرش آن جامعه نسبت به این مواد، توزیع آنهم تغییر می کند. مثال دیگر اینکهً در چین مصرف مواد مخدر بالارفته است. درحال ِ حاضر ۸ میلیون معتاد به هروئین وجود دارد و اعتیاد به الکل وسیگار بیشتر بوده و هست. دربرخی از مناطق نوع ِ مواد مخدر با زمینه¬های فرهنگی ارتباط دارد. مثلا ًدر آمریکای شمالی میزان افسردگی بالاست پس آمفتامین ها وکوکائین را بیشتر استفاده می کنند که نشاط آور است . در حالیکه درایران به علت مشکلات گوناگون، عوامل اساسی تری درابتلاء به اعتیاد دخیل هستند. یا اینکه در روسیه مصرف الکل همیشه بالا بوده و هنوز هم هست. اما بطور کلی یکی از علل بالا بودن میزان اعتیاد در ایران اینست که افغانستان که ازجمله بزرگترین تولید کنندۀ تریاک در دنیاست، هم مرزبا ایران است و این کشور در معرض حمل و نقل مواد مخدر است. باید توجه داشت که هرچه این مواد بیشتر در دسترس افراد باشد توجه مردم هم نسبت به آن بیشتر است، مخصوصا ً اگر مردم تحت ِ فشارهای اقتصادی، اجتماعی و روانی هم باشند. فی¬المثل در آفریقا هم مواد مخدر را استفاده می کنند ولی تراکم آن یکسان نیست.

۴ – آیا اطلاعاتی از مسأله اعتیاد بطور اخص از ایران موجود است؟
اطلاعت دقیق آنهائی است که از طرف سازمان ملل یا دفترهای مخصوص سازمان ملل ((UNODC
United Nation Office of Drug & Crime
به دست می رسد که براساس آن مثلا ً روزنامه Guardian گفته است سه تا چهار میلیون معتاد در ایران وجود دارد. ولی روزنامه های دیگر تعداد بیشتری را اعلام کرده اند. طبق آمار وزارت بهداشت ایران تعداد معتادان در ایران بالغ بر ۳۷۰۰۰۰۰ نفر است ولی براساس گزارش CBC( Canadian Broadcasting Corporation) تعداد بسیار زیادی از ایرانیان به انواع و اقسام داروها مثل کراک، اکس، هروئین، کوکائین، مرفین وآمفتامینها اعتیاد دارند که غالبا ً در پارتی ها، کلوپها ویا در منازل خود بطور منزوی و خصوصی، استفاده می شود وسالانه براساس آمار وزارت بهداشت ایران %۸ برتعداد معتادان و مصرف کنندگان مواد ِ مخدر افزوده می شودfarsnew.com)). مخصوصا ً دفترمواد ِ مخدر و جرائم سازمان ملل متحد می گوید که درحال حاضر ایران در رتبۀ اول استفاده از مواد مخدر و تریاک است. بطور کلی آمار گرفتن بسیار مشکل است ولی در سطح جهانی حدود ۲۰۰ میلیون معتاد وجود دارد

۵ – شیوۀ مبارزه با اعتیاد درایران چگونه است و علل اعتیاد در ایران چیست؟ با توجه به عوامل فرهنگی واقتصادی و اجتماعی موجود درایران ، برای پیشگیری اعتیاد چه پیشنهاداتی دارید؟
شیوۀ مبارزه در ایران اینها هستند:
– برطرف کردن ِ فشارهای زندگی ، ناامیدی و استیصال مردم
– رفع بیکاری و فشارهای خانوادگی
– دردسترس قرار ندادن مواد مخدر
بطور کلی باید از لحاظ فرهنگی بررسی کنیم که چکار می¬توانیم بکنیم. یعنی مثلا ً اگر این مواد را ازدسترس ِمردم برداریم، فشارها راه دیگری برای تخلیه پیدا می¬کنند. دربسیاری از کشورها سعی می¬کنند با ایجاد ترس و وحشت از افزایش اعتیاد پیشگیری کنند. ولی اینها اثراتش موقتی است، باید فعالیتها جنبۀ عینی و واقعی داشته باشد و بیشتر متکی بر برنامه¬های آموزشی باشد و اینکه معنای زندگی چیست. باید تغییراتی در مدنیّت ایجاد شود. تقویت روحانیت حقیقی بسیار مؤثر است. در ایران مقابله با اعتیاد بیشتربصورت معالجات ازطریق سمّ زدائی بیولوژیکی است نه رواندرمانی، که طبعا ً کافی نیست. چیزی که در ایران نیست اینکه اگر افراد پس از ترک ِ اعتیاد به همان شرایط برگردند، اعتیاد نه تنها کمتر نمی¬شود بلکه بیشتر هم می¬شود.
۶ – مطمئناً شما بعنوان یک متخصص با مراجعین مبتلا به مسأله اعتیاد بسیار مواجه بوده اید. عامل اصلی کمک به آنان از جهت یک متخصص چه می تواند باشد؟ و از نظر خود ِ مراجع چیست؟ یعنی مراجع برچه چیزی تأکید داشته باشد که بتواند اعتیاد را رها کند یا از ابتلاء به آن پیشگیری کند؟ و همینطور در درمان، کلید اصلی در دستِ درمانگر چیست؟
من بیشتر با کسانی در ارتباط بوده ام که در مراحل اولیه اعتیاد بوده اند. اعتماد بنفس، باورهای حقیقی ومعنای زندگی بسیار بسیار مهم است. بیشتر معتادان احساس امید و معنای زندگی را ازدست می دهند، آنوقت بدن فقط بصورت یک “شیء” درمی آید ولی در درونشان احساس امید و معنائی برای زندگی ندارند. بعبارت دیگر ارزشی برای هستی خود قائل نیستند چون محتوی و غنائی در زندگی نمی بینند. حتی اگر به ظاهر مذهبی باشند، در باطن شک و تردید و تضاد و احساس متناقض دارند. ماده و ماده¬گرائی هم تأثیردارد. دراین حالت انسان توجهش به بیرون از خویشتن است یعنی عاملی بیرونی که مایه لذّت وشادی او بشود که غالبا ً سطحی و کاذب هم هست. موضوع دیگر اینکه در تلاشهای متداول برای درمان، جایگزین¬های مثبت کم هستند. خوب فرض کنید الکل و افیون را برداشتیم، چه چیزی می¬خواهیم جای آن بگذاریم؟ این جایگزین ها بسیار مهم است.

۷ – شما برای پیشگیری از ابتلاء به اعتیاد سه سطح فرد، خانواده و جامعه را مخاطب قرار می دهید. کدامیک از آنان مهمترین است؟ و چه باید بکند؟
نظر به اینکه جامعه اساسش برخانواده بنا می شود، و خانواده هم متکی به افراد ِ انسانی است پس مهمترین عاملی که باید از آن شروع کرد، افراد خانواده هستند و به تدریج وقتی به این دو عامل توجه مخصوص شد آنوقت جامعه هم به تدریج عوض می شود. اما از طرف دیگر جامعه هم مسئولیتی دارد که افراد به تنهائی نمی توانند آنرا انجام دهند. مثلا ً تسهیل حمل و نقل مواد مخدر در حوزۀ اختیارات جامعه است که فریبندگی را ایجاد می¬کند و سبب تقویت مسأله اعتیاد می شود که باید تغییر کند. مثلا ً در کشور افغانستان، اصلا ً تولید و فروش مواد مخدر منبع درآمد است!

فرزانه ثابتان

دستیابی به کتاب “درجستجوی بهشت موهوم” بطور رایگان از طرق ذیل میّسر است:

وبسایتwww.dr-etiad.com یا www.dretiad.com مطالعه فرمائید.

وبسایت دیگری که مختص ِ ناشرین کتاب است عبارت از:www.amazon.com

 

0 Comments

You can be the first one to leave a comment.

Leave a Comment