آرین رحمانیان

شاید بسیاری از شما با سوالاتی از این قبیل مواجه شده‌اید که آیا موسیقی ایرانی موسیقی است علمی؟ و یا آن که این موسیقی کاملاً حسی است؟ آیا می‌توان برای این موسیقی تئوری تدوین کرد؟ آیا اساساً‌ این موسیقی از هیچ نظم و قاعد خاصی پیروی می‌کند؟ اگرچه تمامی این سؤالات قابل پاسخ‌گویی به طرق فلسفی هستند ولی در این مقاله سعی شده است که سؤالات فوق با استناد به تاریخ و شیوه تاریخی پاسخ داده شوند. در واقع این مقاله سعی می‌کند تا با مروری کلی و بدون ورود به جزئیات نشان دهد که موسیقی ایرانی از دیرباز تا به امروز از تئوری تدوین یافته‌ای که مختص به خود این موسیقی است برخوردار بوده است.

به طور کلی می‌توان تاریخ موسیقی ایرانی را به چهار دوره اصلی تقسیم کرد: ۱) قبل از اسلام ۲) ‌از ورود آئین اسلام به ایران تا حمله تیمور۳) از حمله تیمور تا قاجار ۴) از دوران قاجار تا به امروز. البته هریک از این دوره‌ها خود به دوره‌های کوچکتری تقسیم می‌شوند.

اطلاع ما از موسیقی دوران قبل از اسلام بسیار اندک است و محدود می شود به اشارات پراکندۀ مورخین یونانی، منظومه های شاعرانی چون نظامی، کتبیه‌ها، نقاشی‌ها، داستان‌ها و روایات باقی‌مانده از آن دوران. از میان سه سلسله عمده در ایران قبل از اسلام یعنی هخامنشی، اشکانی و ساسانی، اطلاعات تاریخی ما در مورد وضعیت موسیقی در دوران ساسانیان به مراتب بیشتر از سایر دوران‌هاست. با توجه به اسناد موجود، ما از وجود موسیقی دانانی چون باربد و نکیسا و ساخته‌های آنان آگاهی داریم. مثلاً سی لحن باربد که شامل قطعاتی چون تخت طاقدیس، گنج بادآورد، سبز در سبز و… بوده است همواره در ادبیات و تاریخ ما مطرح بوده‌اند و هنوز هم در ردیف موسیقی ایرانی برخی از آن اسامی به چشم می‌خورند.

اگر چه که شواهد بیشتری در مورد موسیقی و نام موسیقیدانان و قطعات موسیقیایی از دوران ساسانیان در دست است، ‌ولی در مجموع هیچ‌کدام از موارد یاد شده نمی‌تواند راه گشای محققین در مورد سیستم موسیقیایی و مبانی نظری موسیقی ایرانی در دوران قبل از اسلام باشد. در این میان برخی از نظریه پردازان معتقدند که باربد یک سیستم موسیقیایی را به وجود آورد که دارای هفت مقام اصلی بود. خود این هفت مقام اصلی سی مقام فرعی و در مجموع سیصدوشصت وپنج آهنگ یا نغمه را شامل بوده‌ است. این طور به نظر می‌رسد که این اعداد ارتباط مستقیم با هفت روز هفته، سی روز ماه و سیصدوشصت وپنج روز سال دارند.

دوره دوم تاریخ موسیقی ایران از ورود اعراب به ایران تا حمله تیمور است. با ظهور اسلام و گسترش آن در سرزمین‌های ایران، بیزانس، مصر، سوریه و سایر تمدن‌های بزرگ جهان آن روز، تحول خاصی در سیستم موسیقایی ایران و تمدن‌های ذکر شده به وجود آمد.

اولا، نوعی یکدستی یا همخوانی در هنرهای مختلف از جمله موسیقی در تمامی این ممالک به وجود آمد که مجموعه آن‌ها را هنرهای اسلامی می‌نامند. ثانیاً، بسیاری از فرهنگ‌سازان تمدن اسلامی که امروزه عرب شمرده می‌شوند در واقع ایرانی بودند و این در مورد موسیقی دانان هم کاملا صحیح است. مثلاً در دوران خلافت عباسی اکثر موسیقیدانان بزرگ دربار آنان ایرانی بودند. از این میان می‌توان به خاندان موصلی (ابراهیم و اسحاق) و زلزل یا زریاب پارسی اشاره کرد.

یکی از نکات قابل توجه در مورد دوره دوم تاریخ موسیقی ایران پیدایش یک تئوری سیستماتیک است. در این دوره یک سیستم نت نویسی با استفاده از حروف ابجد به وجود آمد. در این سیستم هر حرف معرف یک نت بود همان گونه که در سیستم اروپایی هر علامت معرف یک نت است. البته در سیستم نت نویسی ایرانی از خطوط حامل استفاده نمی‌شد و جملات موسیقی به وسیله حروف ابجد و به طور انشایی نشان داده می‌شد . ریتم هم به وسیله اعدادی که در زیر این حروف قرارمی گرفتند مشخص می‌گردید. مثلا یک تصنیف که دارای شعر، ملودی و ریتم است به صورت زیر نشان داده می‌شده است.

علی صبکمّ کم یا حا کمین تَ رفقوا

یه یب ی یب ی ح

۱۲ ۶۶ ۶۶ ۱۲

که نت نویسی بخشی از این تصنیف به صورت امروزی به شکل زیر است:

صبَّ لی عـَ

یکی دیگر از نکات قابل توجه در مورد دوره دوم تاریخ موسیقی ایران ورود فلاسفه به عرصه تئوریک موسیقی ایرانی است. فلاسفه ایرانی این دوران که متأثر از فلاسفه یونان بودند همانند یونانیان موسیقی را یکی از شاخه‌های ریاضیات دانسته و به تئوری پردازی در مورد آن پرداختند.

ابونصر فارابی (وفات ۹۵۰ میلادی) اولین فیلسوف ایرانی این دوره است که به تفصیل در مورد موسیقی و تئوری آن پرداخته است. نظریات وی در مورد موسیقی در کتاب مشهور “الموسیقی الکبیر” مندرج است. در این کتاب سازهای گوناگون معرفی و درباره ساختمان و پرده بندی آن‌ها به تفصیل توضیح داده شده است. بعضی از سازهایی که در کتاب “الموسیقی الکبیر” ذکر شده اند عبا رتند از: طنبور،عود،سرنای،مزامیر و رباب.

فارابی گامی را بر اساس پرده بندی طنبور خراسانی معرفی می‌کند که دارای ۱۲ نغمه یا نت می‌باشد. این گام به صورت زیر است:
نت‌های گام به حروف ابجد ا ب ج د ه‍ و ز ح ط ی ک ل
نت‌های گام به شیوه‌ نت نویسی امروزی لا سی‌بمل سی دو دو دیز ر می‌بمل می فا فادیز سل لا

فارابی در بخش دوم از کتاب خود به محاسبه فواصل موسیقی پرداخته است که توضیح در مورد آن را به فرصتی دیگر واگذار می‌کنیم.

بعد از فارابی فلاسفه دیگری چون اخوان الصفا، ابن سینا، بوزجانی و خواجه نصیرالدین طوسی هم به تفصیل در مورد تئوری موسیقی نظریه پردازی کرده‌اند.

در قرن سیزدهم میلادی تئوری موسیقی ایرانی و سایر سرزمین‌های اسلامی کاملا مدون و سیستماتیک شده بود. در واقع این سیستم به وسیله صفی‌الدین ارموی (متوفی۱۲۹۳ میلادی) به کمال خود رسید. جرج فارمر، صفی‌الدین را زارلن شرق نامیده است. صفی‌الدین با مطالعه و بررسی تئوری‌های موجود و با توجه به موسیقی عملی آن زمان به یک نظام تئوریک دست یافت که از آن زمان تا امروز پایه و اساس مبانی نظری موسیقی‌های ایرانی، ترکی و عربی بوده است. نظریات صفی‌الدین در دو کتاب اصلی او یعنی “الادوار” و “رساله الشرقیه” مندرج است. صفی‌الدین یک اکتاو را به ۱۸ نغمه یا نت که دارای ۱۷ بُعد یا فاصله است تقسیم کرد. این نت‌ها عبارت بودند از:ا ب ج د ه‍ و ز ح ط ی یا یب یج ید یه یو یز یح . که اگر ما آن‌ها را به سیستم نت نویسی امروز در آوریم به صورت زیر در می‌آیند.

یکی از مهمترین مباحث در نظام تئوریک صفی‌الدین مبحث ادوار است. دور برای صفی‌الدین همان اکتاو است که ترکیبی است از یک فاصله پنج‌تایی (الذی بالخمس) با یک فاصله چهارتایی (الذی بالاربع) و یا ترکیبی از دو فاصله چهارتایی. مثلا یک دور از دو تا دو می‌توانسته ترکیبی از (دو – ر – می – فا ) و (فا – سل – لا – سی – دو) یا (دو – ر – می – فا) و (سل – لا – سی – دو) باشد. صفی الدین هفت نوع “الذی بالاربع” و سیزده نوع “الذی بالخمس” را تشخیص داده که در نتیجه ۹۱=۱۳×۷ دور را شناسایی کرده است. پس در واقع صفی‌الدین نود و یک دور یا مقام را شناسایی کرده است که از این میان تنها دوازده دور را ملایم تشخیص داده و آن‌ها را مقامات اصلی نامیده است. نام این مقام‌ها عبارتند از عشاق، نوا، بوسلیک، راست، عراق، اصفهان، زیرافکند، بزرگ، زنگلو، رهاوی، حسینی و حجازی.

یکی دیگرازجنبه های ذکرشده در اثار صفی‌الدین معقوله ریتم است . صفی‌الدین همانند متقدمین خود قسمتی از کتب خود را به ادوارریتمیک یا ایقاعی اختصاص داده است. برخی از وزن های ایقاعی که صفی‌الدین از انها نام می برد عبارتند از:

ثقیل اول: ۱۶ نقره

تنن تنن تننن تن تننن

۳ ۳ ۴ ۲ ۴

ثقیل رمل: ۲۴ نقره

تننن تننن تن تن تن تن تن تن تننن

۴ ۴ ۲ ۲ ۲ ۲ ۲ ۲ ۴

خفیف رمل : ۱۰ نقره

تن تنن تن تنن

۲ ۳ ۲ ۳

نقره اصطلاح قدما برای ضرب است.

پس از صفی‌الدین ارموی موسیقیدانان دیگری نیز به توضیح و تحلیل نظریات و آراء وی پرداختند که از میان آنان می‌توان به خواجه نصیرالدین طوسی، قطب‌الدین شیرازی و عبدالقادر مراغه‌ای اشاره کرد. در این میان عبدالقادر مراغه‌ای (۱۴۳۴ میلادی) دارای اهمیت بیشتری ازسایرین است چرا که نوشته‌های وی شرح و تفسیری بسیار روشن گر بر آثار صفی‌الدین است و خواننده را به خوبی با تئوری صفی‌الدین آشنا می‌سازد. کتاب‌های اصلی عبدالقادرعبارتند از “مقاصدالالحان”،‌ “جامع الالحان” و “شرح ادوار” که آخری شرح کتاب الادوار صفی‌الدین است.

دوران سوم در تاریخ موسیقی ایران از زمان حمله تیمور تا سلطنت قاجار است. آنچه که در این دوران دارای اهمیت خاص است تشکیل دولت قدرتمند صفوی است که برای نخستین بار پس از حمله مغول توانست یک دولت منسجم و مستقل را در ایران به وجود آورد. شکل گرفتن هویت فرهنگی جدیدی در ایران و تمایز آن با عثمانی و سایر سرزمین‌های اسلامی بی‌تأثیر بر موسیقی این سرزمین نبود. از این زمان ایران از لحاظ موسیقیایی راهی را جدا از آن‌چه که در سرزمین‌های ترک زبان وعرب زبان می‌گذشت برگزید. سیستم موسیقیایی ایران از مقامی به دستگاهی تبدیل شد و زبان فارسی و فرم شعری غزل به عنوان پایه و زیربنای موسیقی ایرانی در آمد. متأسفانه از لحاظ تئوریک، موسیقی ایرانی در این دوران پیشرفت خاصی را نداشته است و از لحاظ عملی نیز اطلاع چندانی از موسیقیدانان این دوران در دست نیست. به طور کلی دوره سوم در تاریخ موسیقی ایران از سایر دوره‌ها کم رنگ ‌تر است.

دوره چهارم با به سلطنت رسیدن ناصرالدین شاه قاجار آغاز می‌شود. ناصرالدین شاه که علاقه خاصی به موسیقی داشت به حمایت از موسیقیدانان پرداخت. از این زمان تحولی خاص در موسیقی ایرانی به وجود آمد که این تحول تا به امروزهمراه با تحولات فرهنگی و سیاسی ایران همچنان ادامه یافته است .در این زمان کلیه آهنگها ومقامات قدیمی در مجموعه ای بزرگ تحت عنوان ردیف موسیقی ایرانی جمع آوری شد. در واقع حافظان اصلی وتدوین کنندگان این مجموعه باارزش میرزا عبدالله و میرزاحسینقلی فراهانی بودند. اگرچه موسیقی ایرانی در این دوران از لحاظ تئوری به ظاهر دچار تحولی نشدونظریه یا تئوری خاصی ارائه نگردید، اما تدوین ردیف پایه عملی یک نظام تئوریک رابرای موسیقی ایرانی به وجودآورد.

با ظهور مشروطه وورود افکار و نظریات جدید غربی به ایران،‌ موسیقی ایرانی نیز دستخوش تحولاتی چه در زمینه عملی و چه در زمینه تئوری گردید. بی‌شک ظهور استاد علی نقی‌خان وزیری یا کلنل وزیری نقطه عطفی در تاریخ موسیقی ایران است. وزیری تار را در نزد درویش‌خان و میرزا حسین قلی آموخت و همزمان با خط نت و مقدمات علمی موسیقی غربی آشنا شد. وی برای تکمیل آموخته‌های تئوری خود به اروپا رفت و پس از بازگشت اقدام به تأسیس کلوپ موزیکال،‌ مدرسه موسیقی و تشکیل ارکستر مدرسه موسیقی کرد. وی سعی کرد تا موسیقی ایرانی را به صورت چند صدایی در آورد و در این راه تلاش‌های فراوانی نمود. مهمترین تحولی را که وزیری در نظام تئوریک و عملی موسیقی ایرانی به وجود آورد استفاده از سیستم نت نویسی غربی است که تا امروز در ایران رواج دارد.

وزیری اولین کسی است که پس از پنج قرن به فکر تنظیم و تدوین تئوری برای موسیقی ایرانی افتاد. او که موسیقی را علمی جهانی می‌دانست بر آن شد تا به وسیله اصول و قواعد تئوری موسیقی کلاسیک غربی یک تئوری مدون برای سیستم ردیفی موسیقی ایرانی تدوین کند. لذا در اکثر توضیحات وزیری دستگاه‌های موسیقی ایرانی با گام‌های ماژور و مینور غربی مقایسه شده‌اند. وزیری همچنین در تعدیل فواصل ایرانی کوشش کرد. وی یک اکتاو را که طبق نظریات صفی‌الدین و عبدالقادر متشکل از ۱۷ فاصله غیر مساوی بود به ۲۴ فاصله تبدیل کرد. در واقع وزیری یک گام غربی را که متشکل از ۱۲ فاصله است با احتساب دو فاصله ربع پرده بم‌تر و زیرتر در موسیقی ایرانی به یک گام ۲۴ قسمتی تبدیل کرد. تئوری وزیری بعدها توسط شاگردانش بخصوص استاد روح‌اله خالقی بسط و گسترش یافت و مدت‌ها اساس کار برنامه‌های درسی هنرستان‌ها و بخش های موسیقی دانشگاه های ایران قرار گرفت.

آخرین جریان‌ در رابطه با تنظیم و تدوین تئوری موسیقی ایرانی در دهه ۱۳۴۰ آغاز شد. از یک سو اتنوموزیکو لوژیست‌های غربی بر این عقیده بودند که هر ملتی دارای موسیقی خاص خود است که ارتباط مستقیم با تاریخ،‌ تمدن و فرهنگ آن قوم و جامعه دارد. در نتیجه هر موسیقی دارای یک اصول نظری و عملی مختص به خود است. از سوی دیگر از اوایل دهه ۱۳۵۰ نوعی گرایش بازگشت به سیستم موسیقی ردیفی و دست یابی به نوعی اصالت در سیستم تئوری و عملی موسیقی ایرانی در بین جوانان موسیقدان به وجود آمد. تمامی این جریانات منجر به این شد که موسیقیدانان ایرانی در پی تنظیم و تدوین تئوری موسیقی ایرانی بر پایه نظریات قدیم و اصول عملی موجود در موسیقی معاصر باشند. در این میان اساتیدی چون محمدرضا لطفی، حسین علیزاده، مجید کیانی، داریوش طلایی، مهدی برکشلی و هرمز فرهت به طور جداگانه به تهیه و تنظیم تئوری موسیقی ایرانی پرداختند.

خلاصه:

بر خلاف آنچه که برخی از منتقدان، موسیقی ایرانی را موسیقی غیر علمی و فاقد تئوری می‌دانند، موسیقی ایرانی در طی قرون متوالی از یک سیستم تئوریک مدون برخوردار بوده است. گرچه برای مدت‌های طولانی نظریه پردازانی در تاریخ موسیقی ایرانی ظهور نیافتند اما بنیان‌های نظری این موسیقی در بطن آن برای قرون متوالی باقی ماند.
مراجع

بینش تقی؛ ۱۳۸۰، تاریخ مختصر موسیقی ایران ،‌تهران هوای تازه.

During,Jrean Le Repertoire – Modele Dela Musique Iranienne (Soroush, Tehran, 1991)

خالقی، روح‌اله.سرگذشت موسیقی ایران.صفی علیشاه

فارابی، ابونصر”الموسیقی الکبیر”. قاهره،۱۹۶۴٫

Farmer, Gorge .Encyclopedia Of Islam

مراغه‌ای عبدالقادر”. شرح الادوار .“ مرکز نشر دانشگاهی تهران..۱۳۷۰

 

۱ Comment

  1. Aliakbar می‌گه:

    بسیار زیبا و جالب بود و از شما دوستان عزیز که برای جمع اوری این اطلاعات کوشش بسیاری کرده اید کمال تشکر و قدر دانی را دارم

Leave a Comment