خلاصه ای از سمینار مشترک بنیاد فرهنگی همزبان(بخش کودک وخانواده)/ بنیاد مهرگان

سخنرانان: ثریا فلاح، از دیدگاه حقوق بشر؛ پرتو نوری علاء، از دیدگاه هنر؛ بهمن دادگستر، از دیدگاه روانشناختی.
گرداننده: فرزانه ثابتان
محل: کالیفرنیای جنوبی/ انسنیتاس

فرزانه ثابتان بحث را چنین باز کرد که خانواده اساسی ترین بنیاد یک جامعه است و همه چیز براساس آن بنا می شود. خانواده یک سیستم طبیعی است که رشد دارد، حرکت دارد، زنده است، تأثیر بر محیطش می گذارد و محیط ِ بیرون هم برآن تأثیر می گذارد و با هم در ارتباط متقابل هستند. شاخص ترین ویژگی آن اینست که زن ومرد و کودک با هم زندگی می کنند. البته اشکال مختلفی دارد که برشمردن آنها در بحث ما نمی گنجد.
خانواده ظرفیت و توانائی آنرا دارد که منشاء تغییر و تحول در جامعه بشود. انواع گوناگون دارد از جمله خانواده گسترده، تک والدی و هسته ای و غیره.
سخن را کوتاه می کنم و بحث دربارۀ خانواده ایرانی را به دست سخنوران می سپارم.

ثریا فلاح
خانواده یعنی همان چیزی که امروز درباره اش صحبت می کنیم. چرا امروز از مباحث حقوقی شروع کردیم؟ یکی از عمده ترین نهادهای اجتماعی خانواده است که همزمان با خلقت بشر وجود داشته است. اولین نهاد اجتماعی است که انسان در آن رشد می کند و تربیت می شود و زندگی در یک خانواده سالم که درآن اصول اخلاقی رعایت بشود تأثیر بسزائی در جامعه دارد. حقوق خانواده حائز اهمیت بسیار است. از نظر جامعه شناسان خانواده طبیعی ترین واحد اجتماعی است که قبل از وجود دولتها و حکومتها تشکیل شده است و به همین دلیل بعنوان یک نهاد اجتماعی از آن نام می برند. مهمترین نقش خانواده تأمین نقش اعضاء خانواده است. زن ومرد با پیوند زناشوئی مسئولیت تربیت فرزندان را هم بعهده می گیرند. و اینکه برای مدت طولانی مشخص یا نامشخص در کنار یکدیگر زندگی کنند. مهمترین نقش خانواده تأمین محبت عمیق بین اعضاء خانواده است. همبستگی حقوقی و اخلاقی خانواده سبب میشود که زن و مرد با قبول پیوند زناشوئی مسئولیت نگهداری و حمایت از فرزندان را بعهده بگیرند.
خانواده یک نظام اجتماعی همگانی و با دوام است و چنانکه تحقیقات نشان میدهند از دوران ما قبل از تاریخ هم وجود داشته است. در آن زمان برآورنده نیازها و خواسته های انسان بوده است و امروز یک شکل حقوقی به خودش گرفته است. بقای جامعه درگرو بقای خانواده است و موفقیت و شکست جامعه در گرو ِ موفقیت و شکست خانواده است.
چرا ما به بررسی حقوقی خانواده می پردازیم؟ حقوق غالبا ً جذابیت زیادی ندارد. زیرا اولا ً با آن آشنا نیستیم، دوم اینکه قانون را مربوط به مراجع قضائی و حقوق می دانیم. در حالیکه قانون یک پدیدۀ مهم برای انسان است و برای هر انسانی که بخواهد آسوده زندگی کند اهمیت دارد. اینرا هم باید بدانیم که خانواده یک نهاد حقوق هم هست، زیرا بر پایۀ روابط ویژۀ حداقل میان زن ومرد و یازن و مرد و کودکان بنا میشود. برمیگردیم به قوانین مدنی مربوط به خانواده در ایران که برای تعریف خانواده در آن دو قید بیان شده است: حداقل وجود زن ومرد و فرزندان به شرط ِ حدوث نه به شرط ِ دوام.
چهار ویژگی برای خانواده در ایران وجود دارد: وجود حداقل زن و مرد، تعهد حقوقی بعنوان یک نهاد حقوقی، شرط حدوث، نه شرط بقا
چرا ازحقوق خانواده صحبت می کنیم؟ همانطور که انسان حق دارد از حداقل امکانات برخوردار باشد، خانواده هم بعنوان یک نهاد اجتماعی نیاز به این حمایت دارد. و البته با مسائل اجتماعی و اخلاق و مذهبی مرتبط است.
حقوق جمع حق است و آن حقی است که به فرد داده می شود. در ایران قوانین مربوط به خانواده از فقه امامی و قوانین اساسی فرانسه بوجود آمده و بعد از آنهم اصلاحاتی در آن شده است. در ایران دو عامل اساسی علت وجود خانواده است: اول عقد و نکاح و اینکه عقد بر چه اساسی است و تکلیف این عقد چیست. دوم رابطه پدر و فرزندی و نسَب بسیار مهم است یعنی رابطه مادر و فرزند حداقل است. به همین دلیل از پدر به ارث می رسد و ازدواج با دیگران برای زن غیر قانونی است وبرای مرد اینطور نیست. بنابراین آشنائی با قوانین بسیار مهم است.
درخانواده شرایط بسیار مهم است و مسأله طلاق، تمکین، مهریه و امثالهم در قوانین مدنی ایران حائز اهمیت است. اقلا ً شش مورد قانونی است که دربارۀ ازدواج صحبت کرده است برای اینکه مسأله ازدواج مسأله تابعیت است.
زوجینی که در سنین پائین بین ۱۷-۱۵ سال ازدواج کرده اند %۷۸ آن به طلاق منتهی و برخی موادر به قتل منجر شده است.
طبق قانون مرد می تواند زن را از کار کرد، از زندگی در شهری که میخواهد و از مسافرت رفتن محروم کند. زن با ازدواج با مرد مجبور به تمکین می شود یعنی همیشه آماده برقراری روابط جنسی باشد. بعبارت دیگر قانون به خصوصی ترین مسائل بین زن و مرد وارد میشود.

پرتو نوری علاء
سهم من اینست که دربارۀ هنر درخانواده و بخصوص تأثیر آن بر کودک صحبت کنم. درمورد تعریف هنر، هنر حقی است که با انسان زاده می شود. یا هنر قدرتمندترین وسیله است که انسان را به زندگی خودش و دیگران هدایت می کند. هنر همیشه همراه انسان در تمام ادواری که انسان زیسته ، در کنارش بوده است. به نمادهای بازمانده از انسان اولیه که توجه کنیم می بینیم که انسان شکارگر را نشان مید هد و مراحل شکار را نقاشی می کند. یعنی امیدهای خودش را بصورت نقاشی درآورده است.
لالائی های، نقاشی ها، قصه های کنار آتش به مرور به هنر تبدیل شده است. الان هنر را از علم جدا می کنیم ولی در ابتدا جزئی از زندگی بشر و با همه اینها یکی بوده است. پس بشر نمی تواند تخیل و فکر نکند.
ما در عصر حاضر هم با وصف اینکه بسیاری از جنبه های هنری فونکسیون خودش را ندارد ولی هنوز هم آنرا انجام می دهیم مثل رقص در مراسم عروسی، رنگ لباس عزا و امثال آن.
اهمیت هنر در خانواده به حدی است که امروزه روانشناسان معتقدند که از طریق کار هنری که کودک می آفریند می توانیم به دنیای درون او راه یابیم. مثل اینکه تئاتریک راه درمان برای کوتاه مدت است.
منبع هنر یعنی تخیلات با کودک زاده می شود. نمی توانیم بگوئیم که هنر یک امر خدادادی است بلکه هنر در هر انسانی وجود دارد که می توان آنرا پرورش داد. مثلا ً در کشوری که استبداد وجود دارد ممکن است این استعدادها را در کودکان سرکوب کنند.
جوامعه امروزی مرز میان هنر و کاری که جنبه تجارتی دارد را مخدوش کرده است. میان هنرها بعضی ها مثل ادبیات سه هزارسال قدمت دارد یا سینما که فقط صد سال است که از عمر آن میگذرد و بیشتر مخاطب و بیشترین تأثیر را دارد.
در آمریکا در سال ۱۹۷۰ یک دفعه یک فریم نوشابه و تبلیغات می گذاشت. ما بطورخودآگاه این فریم رانمی گرفتیم ولی بطور ناخودآگاه آنرا می گرفتیم و در ذهن ثبت می کردیم. اینکه سینما چه تأثیر سازند و مخربی را بر کودکان بگذارد بعهدۀ والدین است که احاطه داشته باشند، مواظب باشند و اثرات آنرا کنترل کنند. پس امر هنر در خانواده بسیار تأثیر دارد و باید مراقب آن بود. و هم اینکه والدین سعی کنند که هنر را بطور درست و حسابی و کامل انجام دهند.

بهمن دادگستر
مسأله خانواده شاید یک از اساسی ترین نهادهائی است که جنبه های بیمارگونه، سالم و آسیب شناسی روحی و روانی در آن حضور مستمر و واقعی و عملی دارد. بعبارت دیگر وقتی دو نفر درکنار یکدیگر قرارمیگیرند اینها به نوعی در روابطی قرار می گیرند که این روابط با ید نیازهای آن دو نفر را برآورده کند. همه انسانها دارای یک جام بهداشت روانی هستند. یعنی عده ای بطرف سیاست می روند ، وحشتناک. یکی بطرف مذهب می رود، وحشتناک. ولی دیگری همان مذهب را دارد اما بسیار خوش حالت است.
یکی از اساسی ترین مسائل در تاریخ و روند رشد انسان اینست که خانواده انتقال دهنده فرهنگ است و بخصوص زنان بارزترین انتقال دهنده فرهنگ به نسلهای آینده هستند. آن جام روانی در نظامهای تربیتی خانواده شکل می گیرد. اگر این جام شکسته یا آلوده باشد هرچه در آن بریزیم آلوده می شود،اعم از مذهب، سیاست و هر چیزدیگری. همین جام است که ممکن است صلح جهانی را در آینده به خطر بیاندازد. از اینجهت است که خانواده می تواند نقش بسیار بزرگی در تحقق صلح داشته باشد. خانواده فضا، مکان جا و اندیشه ای دارد که دو نفر که درکنار یکدیگر قرار میگیرند ممکن است به یکدیگر عشق یا نفرت بدهند، ممکن است شخصیتهای متفاوتی که دارند وضعیتی را بوجود آورد که ما به آن می گوئیم بازیهای روانی.
اگرچه در خانواده این تعادل وتساوی حقوق زن ومرد و بلکه فرزندان هم باید وجود داشته باشد ولی یک سری مسائلی هست که مشکل آفرین میشوند. افراد مختلف هستند؛ یکی کم حرف می زند، کسانی زیاد حرف می زنند، برخی همه جا هستند، بعضی هیچ جا نیستند. اینها همه نیازهای انسان است. ولی این نیازها می تواند برآورده شود یا برآورده نشود و براساس آن چهاروضعیت روابط انسانی ممکن است بوجود آید که برازدواج نیز حکم می کند. معمولا ً یکی از این وضعیت ها وضعیت مسلط است که همان وضعیت روانی فرد است.
خودش را خوب نمی بنید دیگری را خوب می بیند
خودش را خوب می بیند دیگری را خوب نمی بیند
نه خودش را خوب می بیند نه دیگری را خوب می بیند
این سه بخش می تواند اگر مسلط باقی بماند، وضیعتهای بیمارگونه بشمار آید. در حقیقت اینها جنبه های بیمارگونه روابط انسانی و ازدواج را می سازد. اما نوع سالم وضعیت چهارم است و آن اینکه:
خودش را خوب می بیند دیگری را هم خوب می بیند

در ارتباطات ، پیام میدهیم و این وضعیتها را بیان می کنیم و بر کودک و دیگران تأثیر می گذاریم و آنچه در کودکی در همین ارتباطات آموخته ایم در بزرگسالی دوباره آنرا می نوازیم. مثلا ً در فرهنگ ما “قهر” وجود دارد که در آن یک انسان بالغ بصورت یک انسان نابالغ در میآید و می تواند آسیب شدیدی به افراد برساند. تا مادامیکه انسانها در ارتباط هستند این وضعیت ها هم مهم می شوند و بازیها و پیامها هم مهم می شوند.
البته در فرهنگ ما برخی امور بیمارگونه است ولی ما آنرا بصورت یک ارزش می پذیریم. مانند “مهرطلبی” که میتواند امری بیمارگونه باشد در حالیکه در فرهنگ ما پذیرفته شده است.
ما باید بازیهای روانی در خانواده را یاد بگیریم. اگر کسی با احساس بد وارد خانواده بشود یک بازی را شروع میکند به نام بازی “من لگد بزن”، یعنی کارهائی میکند که دیگری را خسته می کند تابه او یک آسیبی اعم از کلامی یا فیزیکی برساند. یعنی شخص در دوران کودکی اش یاد گرفته که بایستی حتما ً لگر بخورد تا بعد مورد محبت باشد.
در درون خانواده مسائل روانشناسی بسیار زیاد است. خانواده می تواند فضای مهمی برای رشد نه تنها فرزندان بلکه زن و مرد باشد. ازجمله مفهوم استقامت. ازجمله هشت عاملی که می تواند تخریب را به وضعیت مثبت تبدیل کند. به دلیل کمی وقت یکی از آنها را مطرح می کنم و آن تحمل است. تحمل (صبر) این است که هربر سرمان می آورند بنشینیم تا وضعیت تمام بشود. ما با صبر و حوصله در خودمان وضعیتی را بوجود میآوریم که این وضعیت تغییر یافته در دیگری هم اثر می گذارد. در اینجاست که وقتی این مطلب رابیان می کنیم دیگرمسأله انتقام وجود نخواهد داشت. یعنی اگر کسی کاری نادرست انجام داد ما درست آنرا با حمله به او نگوئیم . می شود با این وضعیت درون دیگری را تغییر داد.

فشرده مطالب/ فرزانه ثابتان
خانواده را بعنوان یک واحد اجتماعی در نظر گرفته ایم. این خانواده در معرض یکی از عوامل محیطی که قرا ر میگیرد قوانین است. خانم فلاح خیلی مختصر راجع به قوانین گفتند و اینکه قوانین امروز چطور می تواند خانواده ایرانی را تحت تأثیر قرار دهد. عامل دیگر احساسات، عواطف و بیان آنست که میتوان از دو زاویه درونی هر فرد و بیرونی و اجتماعی به آن نگاه کرد. از لحاظ درونی بشکل هنر خودش را نشان می دهد و از نظر درونی نقطه حساس هر انسان است که بوسیله عوامل محیطی از جمله شیوه های هنری می توان آنرا تحریک کرد. یعنی بیشترین تأثیر را برافراد می توان از طریق هنر گذاشت. ما ممکن است چهار ساعت بحث علمی و فلسفی بکنیم ولی همان چهار ساعت بحث را در یک سطر شعر یا طنز کوچک بگنجانیم. و بالاخره بازیهای روانی، عواملی که کودک از دوران کودکی در آن شبکه ارتباطی قرار می گیرد، و آنها رابه مرور می گیرد و با خودش رشد می دهد و حمل می کند و بعبارتی ماسک شخصیت روی صورتش را از این عوامل فرهنگی و تأثیرات و تأثرات گرفته است.

بخش پرسش و پاسخ
سئوال: محدودیتهائی که برای خانمها در قوانین ایران وجود دارد آیا میتوان آنرا در موقع ازدواج با توافق طرفین تغییر داد؟ یا بعدا ً در دادگاه قابل تغییر است؟
نه نمیتوان تغییر داد. یکی از بندهای قانون مدنی مثلا ً اینست که طلاق حق مرد است یا مسأله وراثت که متأسفانه اگر مرد حتی نخواهد این حق را بگیرد نمی تواند آنرا عوض کند ولی حرکت یا کارزارهائی را می توان ایجاد کرد که امروزه انجام میدهند. مثلا ً لابی گری در بدنه حکومت. مانند اینکه وقتی مردی مسأله خواهر یا مادرش در میان باشد ممکن است زیاد اهمیت ندهد که چه اتفاقی بیافتد. ولی وقتی پای دخترش به میان می آید قوانین برایش مهم میشوند و این باعث میشود که مردان دخالت بکنند.
کمپین یک میلیون امضاء یکی دیگر از این حرکتهای تغییر قانون است که آنان یک دفترچه برای آشنا ساختن دختران جوان با قوانین به آنها می دهند.

 

0 Comments

You can be the first one to leave a comment.

Leave a Comment