موضوع: نگاهی نو به دمکراسی و خانواده
سخنران: شراره شاهرخی
گرداننده: فدرُس صمدانی
محل: لُس آلتُس/شمال کالیفرنیا

ابتدا گرداننده  عنوان کرد که هدف ِ بنیاد همزبان خدمت به جامعه ایران از لحاظ فرهنگی است. یعنی قصد براینست که هرچیزی که به جامعه ایران مربوط میشود چه از نظر فرد، جامعه، خانواده و افکار را در نظر بگیرند و هم از نظر تربیتی هم از نظر آگاهی به مسائل ایران بپردازند. خیلی برای خودمان جنبۀ آموزش دارد بخصوص که ما خارج هستیم، خیلی اطلاع از اوضاع ایران نداریم. این یک امر آموزشی است برای هردوی ما. به همین دلیل فیدبک حاضرین برایمان مهم است. از خانم شاهرخی هم خواسته ایم که بیآیند و تخم این حرفها را بکارند.
گرداننده اشاره کرد که ما سعی می کنیم فقط مشکلات را طرح نکنیم بلکه می خواهیم الگوهای سالم را هم مطرح کنیم و این یکی از فعالیتهای اصلی این گروه است و از سخنرانان هم خواهش می کنیم که این راه حلها را بیآورند.
در ادامه این صحبتها شراره شاهرخی مطلب را چنین باز کرد که موضوع صحبت دمکراسی و مفهوم خانواده است و سعی براینست که نگاهی نو به این موضوع می شود. هدف بیشتر اینست که طرح سئوال کنیم تا جواب بدهیم. وی ادامه داد که طرح این پرسش که اصلا ً دمکراسی چیست یک سئوال پایه ای و اساسی است. نکاتی که میخواهیم دربارۀ آن صحبت کنیم اینکه:
  • تعریف دمکراسی
  • ویژگیهای دمکراسی و پایه های یک جامعه دمکراتیک چیست؟
  • ما تعابیر متفاوتی از دمکراسی وجود دارد، شما چگونه روابط اجتماعی و سیاسی را دمکراتیک می دانید.
  • خانواده و ساختار درونی آن چه نقشی در دمکراسی، رشد و توسعه جامعه دارد
  • وجود چه عواملی در خانواده به پیاده شدن دمکراسی کمک می کند
  • آیا دمکراسی در حال حاضر به درد ِ ایران می خورد؟
  • آیا ایران آمادگی لازم برای ک جامعه دمکراسی را دارد یا نه؟
در غرب به مسأله سازمانهای اجتماعی توجه می شود که از جمله یکی دولت، یکی خانواده ودیگری سازمانهای بین المللی است. بحثها بیشتر براین اساس بوده که آیا اصلا ً این سازمانها لازم است یا نه. چگونه ضرورت وجود این سازمانها را توجیه کنیم. چرا ما باید مثلا ً دولت داشته باشیم؟ آیا لازم است که دوتل داشته باشیم؟
تجربه دمکراسی در یونان دولت-شهری بوده است نشانه آن هم محاکمه سقراط بوده است که در واقع شهروند در آن شرکت می کنند که ۲۵۰ رأی علیه سقراط و ۲۲۰ نفر به نفع سقراط رأی می دهند و سقراط می گوید من رفتم به چنین دادگاهی و فرار نکردم چون به این دادگاه معتقدم. این مفهوم دمکراسی است. به مرور مسائل ملی و دمکراسی در سطح کشورها و از قرن ۱۹ به بعد دمکراسی در سطح بین المللی مطرح است. تابحال کسی در مورد خانواده که یک پایه و اصل است صحبت نکرده است.
توضیح دربارۀ دو درک از آزادی و لیبرالیسم است: الف) تعبیر دولت حداقل             ب) تأسیس رفاه اجتماعی.
نظر اول می گوید دولت فقط باید ایجاد امنیت کند. نظر دوم می گوید آزدی افراد به سقف و پناهگاه و تغذیه و اینکه غذا هم داشته باشند بسیار مهم است.
به هرحال مسأله فردگرائی بسیار مهم است چون لیبرالیسم توجه به آن دارد و در مقابل آن جمع گرائی مطرح می شود. و نظریه سوم سوسیالیسم است. سوسیالیسم می گوید نه آزادی بلکه برابری باید محور کار باشد. یعنی هدف دولت آزادی نیست بلکه برابری است بطوریکه ابزار تولید هم باید عمومی بشود چون ابزار کار عدم برابری را ایجاد می کند. در این میان فمینیست ها هم می گویند که حقوق فردی هم مطرح می شود اینها تقریبا ً پذیرفته شده است (اگر راجع به ایران صحبت کنیم). بازهم فمینیست ها می گویند که باز هم مشکلی در خانواده وجود دارد. چرا این فیلسوفان راجع به همه چیز صحبت می کنند اما سیستم روابط قدرت در خانواده را زیر سئوال نمی برند و بطور کلی فمینیست ها به حقوق خانواده اهمیت می دهند. مثلا ً جان لاک می گوید طبیعی ترین و قدیمی ترین سیستم اجتماعی خانواده است. ولی در جزئیات دربارۀ آن بحث نمی کند. قانون اساسی آمریکا بیشتر براساس نظریات هابس و لاک است.
نکات برجسته تئوریها چه بوده و چگونه می توان این نکات را به شرایط امروز ایران مرتبط ساخت. چند تا نکته که خیلی مهم است اینکه همه اینها که از دمکراسی حرف می زنند بنظر می رسد که از قرارداد اجتماعی آنرا تعریف می کند. این قراردادی است که دولت و شهروند داوطلبانه دارد. این دوطرفه بودن تعهد خیلی مهم است پس دمکراسی تعهد متقابل است یعنی اگر شهروند آزادی دارد، مسئولیت هم دارد. ما نمی توانیم در مورد آزادی بدون مسئولیت صحبت کنیم. همین جاست که رأی دادن بسیار مهم میشود. یعنی اینکه به چه کسی رأی بدهیم این مسئولیت است. پس ما بعنوان یک شهروند وظیفه داریم که خودمان را آموزش بدهید و این جاست که نقش خانواده بسیار مهم می شود.
نکته دیگر که مشترک است که در دمکراسی حقوق فردی را در نظر می گیرند ومیخواهند آنرا حفظ کند. در بحثهای دمکراسی همیشه مسأله اقلیت و اکثریت مطرح میشود. با این تضاد اقلیت و اکثریت چگونه می خواهیم مواجه بشویم؟ این خودش یک سؤال مهم است. چیزی که درتمام نظریات است نظریات جان استوارت میل در کتاب On Liberty  است که من آنرا جای دیگری شنیده ام و آن اینکه: وقتیکه دیکتاتوری بود مردم فکرمی کردند که دولت مال ِ ما نیست پس سعی براین بوده که حقوق مردم محدود بشود. مگردمکراسی حکومت مردم بر مردم نیست؟ پس آیا این توجیه پذیر است که این دولتی که ما انتخاب کرده ایم که بالا برود آیا این توجیه پذیر است که براساس رأی اکثریت به مردم زور بگوید، به اقلیت؟ اینجاست که مسأله دیکتاتوری اکثریت مطرح می شود. دمکراسی باید خودش را در مقابل رأی اکثریت حفظ کند. یکی از بدفهمی های ما از دمکراسی اینست که ما فکر کنیم دمکراسی برابر است با حکومت اکثریت، دوم اینکه خطر دیکتاتوری اکثریت بسیار عظیم است. ما همه مطمئنا ً اینرا متوجه شدیم. همان ادعا که شد در ۳۰ سال چون اکثریت ما مسلمان هستند همه زنان باید چادر سر کنند، چرا باید یک زن مسیحی هم چادر سرش کند؟ سئوالی که برای ما باید برجسته باشد حتی اگر ۹۹% جامعه اکثریت باشد آیا به رسمیت شناختن حقوق ۱ % اقلیت لازم است یا نه؟ می بینیم همین جا مسائلی مطرح می شود. دیگر مسأله فاشیست است. اگر اکثر مردم آلمان فاشیست نبودند که دولت قدرت نمی گرفت. پس باید راجع به همۀ اینها صحبت کنیم. پس ما برای آینده مان سیستمی را تعریف کنیم که در مقابل این مسائل حفاظت داشته باشیم.
مسأله دیگر مفهوم خودی و غیرخودی است. چقدر این مفهوم که بگویند خودی و غیرخودی یعنی اینکه ما بگوئیم آیا فقط دمکراسی را برای خود می خواهیم یا درحقیقت این حق را برای غیر خودمان هم بخواهیم.
ویژگیهای دمکراسی
  • دیکتاتوری اکثریت نباشد
  • حفظ حقوق اقلیت فقط احترام به حقوق اقلیت کافی نیست
  • دمکراسی خودی و غیرخودی را تأمین می کند
  • هم برابری هم آزادی باید با هم باشند و ایندو با هم تناقضی ندارد
  • دمکراسی خواهان ِ جامعه رنگین کمان است یا تک نظری
طی پاسخ به سئوال گفته شد که حقوق بشر بیشتر تأکید بر حقوق فردی دارد ولی باید به حقوق اقلیت ها هم توجه کرد.
سئوال: اگر حقوق شما با من در تضاد بیافتد آنوقت چه اتفاقی می افتد؟ مثلا ً بخشی از حقوق بشر آزادی بشر آزادی پرچم باشد. مثلا ً پرچم من جان شما را به خطر بیاندازد.
نظر: یک بخش صحبت تعریف دمکراسی است که اشاره شد. همۀ ما ممکن است تعریفی از دمکراسی داشته باشیم و خود ِ این بحث بزرگی است که اصلا ً خود ِ دمکراسی چیست و ما تا چه حد می توانیم با تعریف دمکراسی حکومت عادلانه ای داشته باشیم. اگر مثلا ً تعریف دمکراسی را حکومت اکثریت بدانیم لزوما ً حکومت عادلانه ای نیست چنانکه در بسیاری جوامع ممکن است اکثریت حکومت بکنند ولی اکثریت نا آگاه باشند بنابراین یک بحث تعریف دمکراسی است. بخش دیگر اینست که ما چطور می خواهیم از وضعیتی که الآن وجود دارد. (شباهت وضعیت امروز به قورن وسطی ) چطور می توانیم ازاین وضعیت قرون وسطائی به وضعیتی برسانیم که جامعه از حقوق انسانی برخوردار باشند. و اتفاقا ً به همین دلیل بود که بحث خانواده را مطرح کردیم چون یکی از عوامل مؤثر در رساندن یک جامعه از وضعیت قرون وسطائی به وضعیت مناسب، خانواده است. دمکراسی از کجا شروع می شود؟ آیا اگر ما رأس قدرتی را در دست بگیریم و قوانین آن جامعه را عوض کنیم آیا منجر به این می شود که در آن جامعه دمکراسی ایجاد شود و همه افراد از حقوق انسانی برخوردار باشند؟ به اعتقاد من چنین چیزی نیست. افراد باید یاد بگیرند که دمکراتیک فکر کنند و این از جائی شروع می شود که فرزندان ما که باهم بازی می کنند در بازیهایشان یاد بگیرند که دمکراسی را رعایت کنند. و سئوال دیگر اینکه اگر ما می گوئیم دمکراسی از خانواده شروع میشود، آیا خود ِ خانواده باید فضای دمکراسی برآن حاکم باشد یا نه؟ اگر باشد چه تعریفی از دمکراسی در خانواده داریم. درخانواده ای پنج فرزند وجود دارد و آنها رأی می دهند به سینما برویم آیا این رأی درست است؟ و آیا این خانواده سالم است؟
خود دمکراسی اصول و قواعدی دارد، ازجمله اینکه دمکراسی حق انتخاب است. در یک جامعه دمکراسی انتخاب چگونه بایدباشد. مانند جامعه آمریکا دو نفر مقابل هم باشند و مردم تحت تأثیر تبلیغات و هیجانات آنی رأی بدهند. در خانواده باید انتخاب کردن را آموزش داد. در جامعه ای که ما بچه ها را سر ِ صف ردیف می کنیم که هر روز صبح بگویند مرگ بر الف و ب آیا اینان می توانند عناصر سازندۀ یک جامعه دمکراتیک باشند. و حتی این مسئله از خانواده شروع میشود. در خانواده ای که پدرسالار است طبق شعائر و عرف آن جامعه کودک حق ندارد اظهار نظر بکند، فرزندی که در این فضا بزرگ می شود می تواند فردا جامعه دمکراتیکی بسازد؟ این خشونتی که الآن در جامعه ماست، از کجا می آید؟ از این نیست که قوانین، این اجازه را می دهد بلکه از آنجا که در فرد یک توان منفی بوجود می آید که با دیگران به خشونت رفتار می کند، حق دیگران را مراعات کند، انصاف را یاد نداده اند، و اگر اینکه می خواهی انتخاب بشوی کار ِ تو باید تو را انتخاب کند نه تبلیغات دیگران.
نظر: به نظر من آموزش و پرورش نقش اصلی را دارد. مثل اینکه گفته شده است ۳۰۰۰ دانشجوی علوم انسانی داریم و اساس کار اینها باید اسلام باشد.
سئوال: آیا استفاده از دمکراسی در مباحث خانواده درست است یا نه؟ بحث خانواده یک بحث علم اخلاق است؟ برای من سئوال است که بحث دمکراسی نمی تواند در خانواده باشد
پاسخ: دمکراسی بیشتر مسأله ای است که به تغییر مربوط می شود. مثل اینکه سقراط اولین شهید راه حقوق بشر بوده است. من با دمکراسی و آزادی و حق برابری درخانواده موافق هستم و این مسأله کاملا ً جدیدی نیست. این الزام تحقق دمکراسی نیست ولی کمک می کند به پیشبرد دمکراسی. چنانکه در اروپا در خانواده دمکراسی نبود ولی جامعه هم پیشرفت کرده است.
الآن نمی تواینم بگوئیم که در ایران تحقق دمکراسی منوط به خانواده است و اینکه بتوانیم وضعیت سیاسی را از طریق خانواده تغییر دهیم، بنظر من دور از دسترس است.
نظر:  بدون آزادی عدالت نیست و بدون عدالت آزادی نیست. البته همه اینها نسبی است. در حقیقت برای دمکراسی یک اساسنامه لازم است و این در خانواده نوشته می شود. اگر یک چیز معنوی نباشد در سیستم آزادیخواهی چه در ایران و چه در آمریکا تقلب میشود.
سخنران: خانواده یک ساختار قدرت است، در سیاست هم بحث بر سر ِ قدرت است پس چه بخواهیم چه نخواهیم خانواده در سیاست و قدرت تأثیر دارد. ما چه بخواهیم چه نخواهیم رابطه تنگاتنگ دارد. بدون این، آن درست نمیشود و بدون آن این درست نمیشود. ما نمی توانیم صبر کنیم تا دولت عوض شود، باید از همین امروز شروع کنیم تا امور تغییر کند. یعنی روابطمان را تغییر دهیم. از جمله برای زن و مرد است. یک مشکل خصوصی خانوادگی چقدر مشکل اجتماعی است، چقدر فرد باید درباره اش تصمیم بگیرد. بعنوان مثال به دختر ۱۳ ساله هلندی اشاره شد که تصمیم گرفت دور دنیا را با قایقرانی بپیماید، والدینش هم موافق بودند ولی دولت با او مخالفت کرد و این باعث یک بحث اجتماعی شد و آن اینکه الف: چه کسی باید در اینمورد تصمیم بگیرد، ب: آیا تصمیم فرد ۱۳ ساله است؟ و ج : آیا پدر و مادرش باید تصمیم بگیرند یا جامعه از جمله روانشناسان و جامعه شناسان تصمیم بگیرند؟ این مسأله به دادگاه رفت و دادگاه هم علیه آن رأی داد.
دمکراسی یعنی همین. یعنی این داستانها چقدر در جامعه بحث می شود. یعنی اختیار پدرومادر، اختیار فرزندان و اختیار جامعه چقدر است؟
نظر:صحبت براین است که آموزش از خانواده شروع می شود چون کودک فرق دمکراسی یا دیکتاتوری را نمی داند و این از خانواده شروع می شود.
نظر: تلقی ما از دمکراسی یک چیز بدوی است. ما دمکراسی را در لباس اکثریت و اقلیت می بینیم در صورتیکه همه مطلب این نیست. برای استقرار دمکراسی نهادهائی در جامعه لازم است که باید درست بشود. خود ِ دمکراسی یک روند “شدنی” و در حال تکامل است. در ایران ۱۰۰ سال است که ما داریم در این روند حرکت می کنیم. اگر جنبش سبزی علیرغم فعالیتهای ۳۰ ساله ایران باز هم در نهایت رشادت پیدا میشود، این قابل بررسی است.
نظر: گاندی می گوید صلح و آزادی در بین کشورها فقط زمانی ایجاد می شود که عشق در قلب یکایک انسانها جا گرفته باشد و این همانست که برای دمکراسی یک مبنای روحانی باید داشته باشد. و من معتقدم که عشق فقط زمانی در قلب انسانها ریشه می گیرد که خانواده بداند چگونه باید عشق را به خانواده و فرزندانش بدهد. آزادی و بدون عشق و مسئولیت معنائی ندارد و اینکه حکومت یا خانواده آزادی را بیآورد باید ایندو همدست و همزمان پیش بروند.
نظر: اگر عشق قرار است در خانواده بوجود بیآید یک sponsor می خواهد که آنهم حکومت است.
نظر: اگرمادر و پدر نمی توانند با آرامش به بچه غذا بدهند در قلبش به جای عشق خشم وعصبانیت بوجود می آید.
نظر: در جامعه ایران نهادهای دمکراتیکی وجود دارد و از قبل هم بوده است مثل شوراهای شهری و رأی دهنده. همین ها باعث این جریانات اخیر شده است. ولی نهادهایش خوب یا بد بوجود آمده است اما در مورد عدالت و انصاف وبرابری، خانواده خودش نمیتواند اینکار را بکند بلکه برای تحقق آن نهادینه کردن حقوق بشر مطرح می شود. علاوه براینکه حکومت وظیفه دارد آنرا حمایت و تأمین کند. یعنی اگر در جامعه حقوق داده شود خانواده هم شروع به تغییر می کند. مثلا ً ما خیلی هامون در خانواده هائی بدینا آمده ایم که پدرسالاری نداشته باشیم. ولی اگر ۵% یا ۱۰% اینطور باشد. این وظیفه دولت است که آموزش بدهد.
نظر: باید در موارد مشخص تر صحبت کنیم. بهتر است. مثل مسأله حجاب است. تمام مسائل ایران براسلام است. یعنی حقوق الهی را قبول داریم که بالاتر از حقوق اجتماعی است. واقعا ً برای رسیدن به دمکراسی باید نگاه کرد که مسأله همجنس گرایان چگونه است. آیا اینها حق دارند یانه؟ و بعد هم اگر به بچه خودمان بر می گردد مسأله فرق می کند. مسأله اینست که ما با چه ذهنیتی قضاوت می کنیم. آیا حقوق اقلیت را هم مدِّ نظر داریم یا نه؟
نظر: من فکر میکنم این جلسه خیلی کار جالبی کرد به خاطر اینکه نشان داد که این بحث چقدر پیچیده است و در آن واحد که خیلی شخصی است چقدر هم اجتماعی است و خوبست که بدانیم روی چه چیزهائی می توانیم جلسه آینده صحبت کنیم. خانواده تحت تأثیر دمکراسی قرار گرفته است. یعنی دمکراسی وارد دیوارهای خانواده شده است و از جمله مشکلات اینکه اوضاع اجتماعی با معیارهای درونی متفاوت است. مثل اینکه می گوئیم اگر من اینرا به پدرم گفته بودم یک کشیده به من میزد ولی اینجا حتی یک کشیده هم نمی توانیم بزنیم.
نظر: هیچکدام از جوامع موجود نمونه های ایده آلی نیستند.
نظر: اگر بخواهیم بحث را وسیع ادامه دهیم راه به جائی نمی بریم. ما باید یک دیدگاه را شروع کنیم. مطلبی که برای بنیاد همزبان مهم است نقش خانواده یا ارتباط خانواده با دمکراسی است، که می تواند در جوامع مختلف مطرح شود. اساس اینست که ما چکار بکنیم که یک جامعه دمکراتیک داشته باشیم و خانواده چه نقشی در آن دارد. پس باید مفهومی از دمکراسی داشته باشیم. اصلا ً چقدر یک جامعه دمکراتیک یک جامعه سالم است. زیرا سلامت لزوما ً ممکن است با دمکراسی همراه نباشد. ممکن است در یک جامعه دمکراتیک نیازهای افراد مطرح نشود. مثَل پرچم اصلا ً مهم نیست چند تا پرچم بگیریم. اصل قضیه رفتار و برخورد من بادیگران است. بالأخره در جامعه باید قدرت مدیریتی باشد که اینجا یک نفر روسری بپوشد و یا اینکه کسی لخت بشود. ما در ایران می بینیم که پدر و مادر حق دارند دختر ۱۳ ساله شان را به عقد کسی درآورد. اصلا ً چقدر این جامعه و این خانواده سالم است. ما می بینیم پدر اجازه نمی دهد که دخترش درس بخواند.
ما مسائل دمکراسی و آزادی را از زمان مشروطیت شروع کردیم چرا حالا این مباحثات است و در آن زمان نبود زیرا ۱۰۰ سال پیش پایه و آمادگی لازم برای ایجاد دمکراسی نبود. زیرا روشنفکر می گفت دختر درس بخواند و والدین می گویند نه. یا مسأله عشق چقدر می تواند کمک کند به ایجاد یک جامعه دمکراسی؟ هدف از این گفتمانها و سمینارها اینست که اینگونه مباحثات آغاز شود.

 

Tags

 

0 Comments

You can be the first one to leave a comment.

Leave a Comment